
غدير و جامعهاي پاك و بياختلاف
جمعه 95/07/09
هذا وليّكم؛
هنگامي كه رسول گرامي اسلام در روز غدير حضرت عليعليه السلام را به مقام ولايت نصب و معرفي نمودند خطاب به امّت فرمودند:
«هذا ولیکم … اين (عليعليه السلام) وليّ شماست».
در منطوق آيات و روايات، كسي كه اداره امور فرد يا جامعه را بر عهده دارد «وليّ» خوانده ميشود.
در متون اسلامي در خصوص اين كه اگر غدير برپا ميشد و حكومت به اهلش كه فرمان خدا و رسولش بر آن بود واگذار ميگرديد، هرگز در جامعه اختلافي پيش نميآمد، روايات فراواني آمده است، از جمله: « … ما اختلف عليكم سيفان؛هرگز اختلافي كه به شمشير كشيده شود پيش نميآمد». در اين عبارت، واژه «إختلف» آمده كه به معناي رفتوآمد است و در اين جا برخورد و نزاعي كه سرانجام آن جنگ و كشتار باشد مدّ نظر است.
در نتيجه اين كه رخت بربستن نزاع و جنگ از يك جامعه به منزله داشتن جامعهاي پاك و سالم است كه هدف رسول گرامي اسلام دقيقاً رسيدن به آن بود.
اولين پيامدهاي نفي غدير در جامعه شهادت حضرت صديقه طاهره فاطمه زهراعليها السلام و حضرت محسنعليه السلام بود كه از سوي حكّام به شكلي خشونتبار روي داد و از همين زمان كشتار و نزاع چهره نمود و حاكمان كه نميتوانستند حق را كه در عليعليه السلام تجسّم يافته بود، تحمّل كنند، با آن حضرت سر ستيز برافراشتند.
برخي خرده ميگرفتند كه چرا اميرالمؤمنين عليه السلام پس از رسيدن به حكومت در جنگهايي دامنهدار شركت كردند؟ بلي، اميرالمؤمنين درگير سه جنگ شدند، ولي در هر سه جنگ، حضرت آغازگر جنگ نبودند، بلكه جنگافروزي از سوي مخالفان حضرت بود كه از بقايا و دستنشاندگان حاكمان پيشين بودند كه عدل اميرالمؤمنين عليه السلام را برنميتابيدند. طبيعي است كه در چنين مواجههاي (جنگي) يا بايد خود و اصحابشان كشته شوند و يا به دفاع از خود بپردازند و دفاع حضرت عليعليه السلام به همين منظور بوده است كه ضروري بود.
به ديگر سخن اين كه درگير شدن آن حضرت در سه جنگ يادشده به منظور دفاع بوده است.
دیده شده توسط نویسنده در کتاب تحقق غدير و دستاوردها نوشته اية الله سيد صادق شيرازي

طرح مساله غدیر و وحدت شیعه و سنی
جمعه 95/07/09
شاید برخی از روی جهالت یا کج فهمی به مساله گرامیداشت و بزرگداشت عید غدیر معترض شود و آن را خلاف ایجاد اتحاد میان تشیع و تسنن بدانند . در پاسخ به این مساله
آیت اللَّه شهید مطهری قدس سره درباره وحدت حقیقی در سایه بحث از مبانی تشیع درباره کتاب «الغدیر» می فرماید: «نقش مثبت (الغدیر) در وحدت اسلامی از این نظر است که
اولاً: منطق مستدل شیعه را مشخص می کند و ثابت می کند که گرایش در حدود صد میلیون مسلمان به تشیع - برخلاف تبلیغات زهرآگین عده ای - مولود جریان های سیاسی یا نژادی و غیره نبوده است، بلکه یک منطق قوی متکی بر قرآن و سنت موجب این گرایش شده است.
ثانیاً: ثابت می کند که پاره ای اتهامات به شیعه - که سبب فاصله گرفتن مسلمانان دیگر از شیعه شده است - از قبیل این که شیعه، غیر مسلمان را بر مسلمان غیرشیعه ترجیح می دهد و از شکست مسلمانان غیرشیعه از غیرمسلمانان شادمان می گردد، از قبیل این که شیعه به جای حج به زیارت ائمه می رود، یا در نماز چنین می کند، و در ازدواج موقت چنان، به کلّی بی اساس و دروغ است.
ثالثاً: شخص شخیص امیرالمؤمنین علیه السلام را که مظلوم ترین و مجهول ترین شخصیت بزرگ اسلامی است و می تواند مقتدای عموم مسلمین واقع شود و همچنین ذریه اطهارش را به جهان اسلام معرفی می کند»
دیده شده توسط نویسنده در کتاب اتحاد ملی و انسجام اسلامی در پرتو آموزه های غدیرمؤلف: علی اصغر رضوانی
انتشارات مسجد جمکران ،1386

«صراط مستقیم» کیست؟
جمعه 95/07/09
… مَعاشِرَ النّاس! أَنَا الصِّراطُ الْمُسْتَقیمُ الَّذی أَمَرَکُمْ أَنْ تَسْألُوا الْهُدٰی إِلَیْهِ ثُمَّ عَلِیٌّ بَعْدی … .
خطابه رسول الله درصدد بیان این معناست که رسالت همواره ادامه ندارد، بلکه در مقطع زمانی خاصّی بود و گذشت، امّا باطن رسالت، که همان ولایت ائمّه اهل بیت علیهم السّلام است، برای همیشه ادامه دارد. پیامبر همچنین درباره پذیرفتن، پای بندی، حفظ و ابلاغ غدیر، هشدارهای بسیار حائز اهمیتی بیان فرمودند و از آنجا که نسبت به آفات و انحرافات غدیر کاملاً آگاه بودند، برای پیشگیری از ابتلای جامعه اسلامی به آن انحرافات، مطالب عمده ای فرمودند؛
از جمله سرمتن های عنوان شده در این زمینه، می توان به قرار دادن «صراط مستقیم» از جانب خداوند تبارک و تعالی و تبیین آن توسّط رسول الله اشاره نمود که مصداق تمام و تمام مصداق «صراط مستقیم» را بیان و تعیین فرمودند.
امام باقر علیه السّلام در روایتی که از خطبه غدیر نقل کردند، این فراز را یادآور می شوند که رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمود:
… مَعاشِرَ النّاس! أَنَا الصِّراطُ الْمُسْتَقیمُ الَّذی أَمَرَکُمْ أَنْ تَسْألُوا الْهُدٰی إِلَیْهِ ثُمَّ عَلِیٌّ بَعْدی … .
ای مردم، من هستم صراط مستقیم، راهی که هیچ کژی در آن نیست، همان صراط مستقیمی که خداوند به شما امر فرموده که هدایت به سوی خدا را از طریق آن جویا شوید و پس از من علی «صراط مستقیم» است.
سپس سوره مبارکه فاتحه الکتاب را تلاوت فرمودند.
دیده شده از کتاب: از برکه غدیر تا بی کران کربلا ((غدیر، عاشورا و غلو))/ حیدر تربتی کربلایی. قم: حبیب، 1393.


افضلیت حضرت علی در بیان خطبه غدیر
جمعه 95/07/09
«مَعَاشِرَ النَّاسِ فَضِّلُوا عَلِياً فَإِنَّهُ أَفْضَلُ النَّاسِ بَعْدِي مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثَي بِنَا أَنْزَلَ اللَّهُ الرِّزْقَ وَ بَقِي الْخَلْق …»
حضرت رسول اكرم در فرازي از خطبه غدير چنين ميفرمايد كه:
«مَعَاشِرَ النَّاسِ فَضِّلُوا عَلِياً فَإِنَّهُ أَفْضَلُ النَّاسِ بَعْدِي مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثَي بِنَا أَنْزَلَ اللَّهُ الرِّزْقَ وَ بَقِي الْخَلْق …»
حضرت به صراحت و آشكار اعلام ميفرمايد كه علي با فضيلتترين مردمان بعد از پيامبر است.
برابر اين اعلام و اعتقاد تلقي ميگردد كه حكمت و عدالت الهي بر رجحان افضليت و برتري انسانها است و اين سنت از ابتداي نبوت و رسالت جاري و بر جانشين پيامبر نيز مصداق دارد و دليلي نيست تا اين رويه در فرهنگ اسلام تغيير يابد و جانشين پيامبر خاتم از اين موهبت عاري شود و چيزي كه همگان بر آن متفقالقول هستند ،همانا مقام افضليت و برتري بيچون و چراي اميرالمؤمنين بر تمامي صحابي، ياران و مسلمانان تاريخ اسلام ميباشد.
دیده شده در کتاب كتاب اشراق غدير به همراه متن كامل خطابه غدير/ محمدعلي انصاري


استدلال حضرت علی به حدیث غدیر در اثبات حق ولایت خویش
جمعه 95/07/09
معاویه نامهای به حضرت علیعلیه السلام نوشت که برای من فضایل بسیاری است؛ پدرم در جاهلیت مردی بزرگ بود و من برای اولین بار در اسلام پادشاه شدم …
امیرالمؤمنینعلیه السلام در جواب نامه او فرمود:
- «آیا به واسطه فضایل، فرزند جگرخوار بر من ظلم میکند؟ بنویس به او ای غلام:
- محمد پیامبرصلی الله علیه وآله برادر من است. و حمزه سیدالشهدا عموی من میباشد.
- و جعفری که شبانهروز همراه با ملائکه پرواز میکند پسر مادر من است.
- و دختر محمدصلی الله علیه وآله همسر من بوده و در خانه من سکنی دارد و گوشتش با خون و گوشت من در تماس است.
- و دو نوه احمد فرزندان من از فاطمه اند، پس کدامین شما همچون من چنین سهمی دارند؟
- من بر تمام شما به اسلام پیشی گرفتهام، در حالی که نوجوانی بودم که به وقت بلوغ نرسیده است.
- رسول خداصلی الله علیه وآله در روز غدیر خم ولایت من را بر شما واجب کرده است. من کسی هستم که شما مرا در روز جنگ و صلح فراموش نخواهید کرد.
- پس وای و وای و وای بر کسی که فردای قیامت خدا را ملاقات کند در حالی که به من ظلم کرده است.
معاویه دستور داد تا آن نامه را مخفی دارند تا اهالی شام آن را قرائت نکنند چرا که باعث میشود تا مردم به علی بن ابی طالب تمایل پیدا کنند.
برگرفته و دیده شده از کتاب غدیر در بیان صاحب غدیر/ تالیف علیاصغر رضوانی.قم: مسجد مقدس جمکران ۱۳۸۷.

غدير در آيات قرآنى
جمعه 95/07/09
غدير در آيات قرآنى
در خصوص واقعه غدير سه آيه نازل شده است عبارتند از:
1 -« يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك و ان لم تفعل فما بلغت رسالته و الله يعصمك من الناس»(1)
«اى پيامبر آنچه از طرف خدا بر تو نازل شده به مردم برسان و اگر اين كار را نكنى رسالت خدا تبليغ نكرده اى و خدا تو را از شر مردم حفظ خواهد كرد».
احاديث متواترى وارد شده كه اين آيه در روز غدير در وادى غدير خم در مورد وصايت و جانشينى حضرت امير عليه السلام نازل شده است.(2)
2 - آيه اكمال «اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتى و رضيت لكم الاسلام دينا»(3)
امروز دين شما را كامل نمودن و نعمت خود را بر شما تمام كردم… به استناد احاديث و تاريخ اين آيه بعد از ابلاغ پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) وصايت خود را به مردم و تعيين خلافت حضرت امير عليه السلام نازل شده است. و كمال دين همان ولايت عليه عليه السلام مى باشد.(4)

3 - آيه:« سال سائل بعذاب واقع × للكافرين ليس له دافع × من الله ذى المعارج»(5)
اجمال شان نزول آيه اين است كه:
بعد از اينكه پيامبر در غدير خم وصايت حضرت امير را ابلاغ كرد. شخصى بنام جابر بن نضر (و برخى نوشته اند حارث بن نعمان) آمد پيش حضرت رسول و به حضرت عرض كرد. همانا تو ما را امر كردى كه شهادت به يكتائى خدا و رسالت تو بدهيم و ما از تو پذيرفتيم و تو ما را امر كردى كه پنج بار در شب و روز نماز كنيم رمضان را روزه بداريم و خانه خدا را زيارت كنيم و مال خود را دادن زكاة پاك كنيم و ما اينها را از تو قبول كرديم، به اينها اكتفا نكردى تا بازوان پسر عمويت را گرفتى و بلند نمودى و او را بر مردم برترى و فضيلت دادى و گفتى:
«من كنت مولاه فعلى مولاه» آيا اين امرى بود از طرف خودت و يا از جانب خدا؟؟؟!
رسولخدا در حاليكه چشمانش سرخ شده بود فرمود: قسم بخدائى كه جز او معبودى نيست، اين از طرف خدا بوده.
در اين هنگام اين شخص برخواست درحاليكه مى گفت: خداوند اگر آنچه محمد مى گويد حق است، پس سنگى از آسمان بر ما بفرست يا عذابى دردناك بر ما نازل كن.
هنوز اين شخص نزديك شتر خود نرسيده بود كه سنگ ريزى از آسمان فرود آمده و به سرش اصابت نمود و فرو رفت و از دبر او خارج شد، و هلاك شد آن وقت اين آيه «سال سائل …» (6) نازل شد.
برگرفته از کتاب تلخیص الغدیر؛علامه امينى جرعه نوش غدير، نوشته مهدی لطفی صفحه10 تا 5
——————
(1)مائده 67
(2)الغدير ج 1 ص 214 الى 229
(3)مائده /3
(4)الغدير ج 1، ص 230 الى 239
(5)معارج آيه 1 - 3
(6)الغدير ج 1 ص 136 الى 139

راه بخشش تمام گناهان
جمعه 95/07/09
.به سند متصل از شیخ صدوق از پدرش از عبدالله جعفر حمیری از احمد اسحاق بن سعد از بکر بن محمد ازدی از ابی عبدالله (علیه السلام){منظور امام صادق می باشند} که به فضیل فرمود:
«آیا می نشینید و حدیث ما می گویید ؟
گفت:آری فدایت شوم.
فرمود: این مجالس را دوست می دارم،پس امر ما را احیاء کنید .
ای فضیل هرکس یاد ما کند یا نزد او یاد ما کنند
پس از چشمش به اندازه بال مگسی اشک بیرون بیاید،خداوند گناهان او را بیامرزد هرچند مانند کف دریا باشد.»
نفس المهموم،ص37.حدیث دوازدهم

(البته پر واضح است این اشک از روی معرفت و حب اهل بیت است که از طاعت و بندگی خداوند نشات میگیرد)

القاب حضرت علی (از سوی پیامبر)، علامتی دیگر در اثبات حقانیت ایشان
پنجشنبه 95/07/08
يكى از معيارهايى كه مى توان براى تعيين خليفه رسول خدا(ص ) به آن اعتماد كرد عناوين و القابى اسـت كـه پـيـامـبر اكرم (ص ) در زمان حيات خود به افراد داده است به طورى كه از كتب اخبار و حـديـث اسـتفاده مى شود، هيچ يك از اصحاب پيامبر اكرم (ص ) به اندازه اميرالمؤمنين على (ع ) به دريـافـت القاب بلند وعناوين عالى مفتخر نبوده اند از جمله عناوينى كه پيامبر اكرم (ص ) در زمان حيات خويش به على (ع )اعطا كرده است ، مى توان به موارد ذيل اشاره كرد.
1ـ صديق ، 1
2ـ صديق اكبر، 2
ـ 3ـ سيدالعرب ،.
روزى رسـول اكـرم (ص ) بـه عـايـشـه فـرمـود: ((اگـر مـى خـواهـى سيد و آقاى عرب را ببينى بـه عـلـى بن ابى طالب نگاه كن )) عايشه عرض كرد: اى پيامبر خدا مگر سيد عرب تو نيستى فرمود: ((من آقاى نسل بشرم و على آقاى عرب است )) ((3)) .
4ـ سيدالمسلمين و امام المتقين ((4)) .
5ـ سيدالمؤمنين و امام المتقين و قائد الغرالمحجلين ،.
يعنى : آقاى مؤمنان و پيشواى پرهيزكاران و سرآمد روسفيدان مشهور (در قيامت ).
پـيامبر اكرم (ص ) فرمود: در شبى كه به معراج رفتم ، درباره على بن ابى طالب سه چيز به من وحى شد:او آقاى مؤمنان و پيشواى پرهيزكاران و سرآمد روسفيدان مشهور (در قيامت ) است ((5)) .
6ـ يعسوب المؤمنين ، رئيس مؤمنان ((6)) .
7ـ اميرالمؤمنين ، ((7)) .
8ـ سيد شباب اهل الجنه ، ((8)) .
تـوضـيـح : بـه طورى كه از احاديث استفاده مى شود، اهل بهشت همگى جوان هستند، يعنى پيران نـيـزهـنـگـام ورود بـه بهشت جوان مى شوند بنابراين اگر كسى سيد جوانان بهشتى باشد، به اين معناست كه سيد و آقاى تمام اهل بهشت است .
9ـ خيرالبرية ، بهترين مخلوقات ((9)) .
ايـن لـقـب تـا آنـجـا بـراى عـلـى بـن ابـى طـالـب (ع ) مـشـهـور شده بود كه وقتى اصحاب او را مى ديدند،مى گفتند: قد جا خير البرية ، يعنى بهترين مخلوقات آمد ((10)) .

10ـ حجت خدا،.
پيامبر اكرم (ص ) فرمود:.
من و على حجت خدا بر بندگان او هستيم ،.
انا و على حجة اللّه على عباده ((11)) .
11ـ وزير پيامبر.
انـس بـن مـالـك مـى گـويـد: ((هـنـگـامى كه سوره نصر نازل شد، ما فهميديم اين سوره خبر از وفـات پـيـامبر(ص ) مى دهد به سلمان فارسى گفتيم : از پيامبر اكرم (ص ) بپرسد كه پس از او چه كـسـى مـرجـع وپـناهگاه ما خواهد بود، و چه كسى را بيش از همه دوست مى دارد سلمان خدمت حضرت رسيد و اين مطلب را از او پرسيد حضرت روى برگردانده پاسخ نداد سلمان دوباره پرسيد باز هم حضرت روى برگردانده پاسخ نفرمود سلمان ترسيد پيامبر خدا(ص ) را ناراحت كرده باشد از ايـن رو ديگر چيزى نگفت پس از مدتى پيامبر اكرم (ص ) به سلمان فرمود: مى خواهى جواب سؤالت را بـدهـم ؟
عـرض كـرد: يـارسول اللّه ! من ترسيدم شما را خشمگين كرده باشم فرمود: نه بدان كه برادرم ، وزيرم ، خليفه و جانشينم در خاندانم ، بهترين كسى كه پس از من به جا مى ماند و دينم را ادا مى كند و وعده هايم را جامه عمل مى پوشد، على بن ابى طالب است )) ((12)) .
امـيـرالـمؤمنين على (ع ) در مواردى خود به اين فضيلت اشاره كرده مى فرمود: ((من برادر و وزير پـيـامـبـرخدايم هيچ كس پيش از من اين را نگفته و پس از من نيز كسى نخواهد گفت ، مگر آنكه دروغگو باشد)) ((13)) .
برگرفته از کتاب غدير از ديدگاه اهل سنت نوشته پژوهشکده صدا و سیما
——————————————-
1- كنزالعمال ، ج 13،ص 164.
2- سـنـن ابن ماجه ، ج 1، ص 44، باب 11، حديث 120 و فرائدالسحطين ج 1، ص 248، باب 48، حديث 192.
3- تاريخ دمشق ، ج 2، ص 261، حديث 787 تا 792 و الصواعق المحرقه ، ص 188، ج 4.
4- فرائدالسحطين ، ج 1 ص 141 باب 25 حديث 104.
5- فرائدالسحطين ، ج 1 ص 143 باب 25 حديث 107.
6- تـاريخ دمشق ، ج 2، ص 260، حديث 785 و كنزالعمال ، ج 119، حديث 2 و 36381 و الصواعق المحرقه ، ص 193، حديث 37.
7- تاريخ دمشق ، ج 2، ص 259، حديث 783.
8- تاريخ دمشق ، ج 2، ص 260، حديث 786.
9- فرائدالسحطين ، ج 1، ص 154، باب 31، حديث 116.
10- فـرائدالـسـحـطين ، ج 1، ص 156، باب 31، حديث 118 و تاريخ دمشق ، ج 2، ص 442، حديث 958.
11- تاريخ دمشق ، ج 2، ص 273، حديث 800 تا 804 و مناقب ابن مغازلى ، ص 45، حديث 67.
12- تـاريـخ دمشق ، ج 1، ص 130، حديث 157
13- فرائدالسحطين ، ج 1، ص 311، باب 57، حديث 249 و ص 315 باب 58، حديث 250.

اقدامات حضرت رسول اکرم در معرفی ولی خدا
پنجشنبه 95/07/08
حضرت رسول اکرم (ص)براى اين رهبرى و اين ولايت با آن ضرورت و با اين هدف گام هاى بلندى برداشت و تا امروز راه ما روشن نمود.
الف . نص
او از روزهاى اول َدعوت َََََََََتا واپسين لحظه هاى حيات ، هميشه على را نشان مى داد و سفارش مى كرد كه كه بر او جلو نيفتيد كه گمراه مى شويد و از او كنار نكشيد كه از دست مى رويد.
احاديث غدير و ثقلين و منزلت و و و در كتاب ها جمعند.
اما بعدها ديگران به خاطر اينكه كفر صحابه و ارتداد آنها پيش نيايد نصوص را رد كردند و يا تاءويل نمودند و در نتيجه به آنچه در نوشه هاى خود جمع كرده بودند بى اعتنا ماندند و حتى چشم عقل خويش را بستند. و هدف حكومتى اسلام را ناديده گرفتند و حكومت اسلامى را تا حد استعمار و چپاولگرى و فتوحات و غنايم پايين آوردند و عاقبت گرفتار بدعت و اشرافيت و تبعيض و درگيرى و تجزيه نمودند.
از هنگامى كه اسلام از مسير ولايت بيرون آمد، از همان غروب كرده بود، گرچه واپسين شعاع هاى طلايى آن تا هزار و سيصد سال بعد ادامه داشت . اما اين شعاع ها ديگر حرارت و زايش و نورى نداشت ، سرد و تاريك و غمرنگ بود. از مرگ ، از غروب خبر مى داد.
ب - زمينه سازى
رسول كه سرسختى دنياطلب ها و سلطنت خواهان را مى ديد براى اينكه مدينه براى على خالى بماند و زمينه براى او فراهم شود، تمامى آنها را تحت سرپرستى جوانى هجده ساله و روانه سرزمين هاى دور كرد و بر هر كس كه تخلف كند نفرين فرستاد، اما آنها كه هدف را فهميده بودند، به بهانه اين كه چگونه محمد را رها كنيم و چگونه او را در بستر مرگ بگذاريم و خبرش را از كاروان ها بگيريم ، از مدينه نرفتند و ماندند و نفرين رسول را بر خود خريدند و جامعه اسلامى را به بن بست كشاندند و كردند آنچه كردند.

ج - نوشته و كتاب
در نتيجه ، رسول به خاطر اين كه كار را يك سره كند و ابهامى باقى نگذارد، در آخرين لحظه كه همه جمع شده بودند، قلم و كتفى را طلب كرد تا آنها گمراه نشوند، اما آنها به قرآن قناعت كردند و با رسول مخالفت نمودند.
و رسول كه پافشارى آنها و مخالفتشان را ديد، ديگر جهتى براى نوشتن نداشت . كسانى كه روبروى رسول گفته او را نمى پذيرند، پس از مرگ با اين نوشته ها چه خواهند كرد؟
د - نشانه ها و علامت ها
رسول كه تنهايى خويش و تنهايى على و تنهايى و بى پناهى مردم بيگانه از خواب و اين رهبر زنده ، حتى با مرگ ، هيچگاه اينها را، اين توده تنها را در كنار آوازه گرها و در دست گرگ ها رها نمى كند، اينها هر چند از نوشتن و كتابت او جلوگيرى كنند، از نشانه ها و علامت هايش نمى توانند جلوگير باشند.
و اين است كه رسول آگاه و بيدار، على را در تمام دوره ها يارى مى دهد و توده بى پناه را با علامت ها به خويش ، به على و به حق ، مى خواند و از ديگران مى ماند .
اين علامت ها، انسان هاى گويا، فاطمه ، ابوذر، عمار و همراهى قرآن روشنگر است .
فاطمه ، در دوره ابوبكر و عمر،
ابوذر، در زمان عثمان ،
عمار، در برابر معاويه ،
و همراهى قرآن تا امروز.

رسول بارها گفته بود فاطمه از من است و كسانى كه او را به خشم بياورند مرا و خداوند را به خشم آورده اند.
و فاطمه بر آنها خشمناك بود و حتى گويى او گواه اين خشم است .
و رسول گفته بود، آسمان بر راستگوتر از ابوذر سايه نينداخته است .
و اين زبان قاطع و صادق روياروى عثمان بود.
و رسول گفته بود كه عمار را، گروه ستمگر مى كشند.
و عمار در كنار على بود و شمشيرش بر گلوى معاويه .
و رسول گفته بود كه جانشينان من دوازده نفرند و گفته بود: من دوئ چيز را در ميان شما مى گذارم كه مانع گروهى و چراغ را شما هستند. اين دو، از هم جدا نخواهند شد تا اين كه در حوض بر من وارد شوند.
و امروز جز شيعه با اين گفته همراه نيست ؛ كه ديگران امروزها در كنار اين همه تجزيه و همراه اين همه حاكم ، خليفه و حاكم و اولى الامرى ندارند.
آنها قرآن و خليفه را از هم جدا كردند، در حالى كه رسول به همراهى آنها شهادت داده بود. همانطور كه با زبان گويايش از يوم الانذار… و يا دست بلندش در غدير… و با تقاضاى قلم ، در واپسين لحظه هاى زندگى و با فاطمه و ابوذر و عمار در دامن تاريخ ، اين رهبرى ، اين ولايت ، اين سرپرستى را، گواهى داده بود و راه على را به نور بسته بود.
درود بر آنها كه الله سرپرست و رسول چراغ و على جلودارشان است .
درود بر آنها كه چنين راهى را، با سر رفته اند.
برگرفته از کتاب غدیر نوشته على صفايى حائرى

آیات قرآن و حدیث غدیر، مفسر و موید یکدیگر
چهارشنبه 95/07/07
من کنت مولاه فإنّ علیّاً مولاه;
در علم حدیث، قانونی وجود دارد که می گویند:
الحدیثُ یُفَسِّرُ بَعْضُهُ بعضاً;برخی از حدیث ها، برخی دیگر را تفسیر و بیان می نمایند.
یعنی حدیث به سان قرآن است، آن سان که برخی از آیات قرآن مفسّر و مبیّن آیات دیگري است و پرده اجمال و ابهام را از آیات دیگر برمی دارد.
در روایات نیز همین گونه است.
با توجه به دو متن حدیثی که با سند صحیح ارائه شد ;متن یکی، متن دیگري را تفسیر می کند ;به این بیان که در یک نقل آن میفرماید:
من کنت مولاه فإنّ علیّاً مولاه;
و در نقل دیگري می فرماید:
من کنت ولیّه فهذا ولیّه;

به عبارت دیگر، در یک نقل واژه« مَوْلی » و در نقل دیگر واژه « ولیّ » به کار برده شده است. بنابراین اگر کسی در معناي واژه مولی تشکیک نماید و بگوید:« مَوْلی » در این حدیث شریف به معناي اَوْلی » یا « ولیّ » نیست، به طور مسلّم وجود « ولیّ »«در نقل دوم، جایی براي این تشکیک باقی نمی گذارد.
البتّه در جاي خود، شاهدهاي بسیاري در نقل هاي مختلف که از نظر سندي صحیح هستند متن حدیث غدیر وجود دارد که تمام آن ها مفسِّر و مبیّن کلمه« مَوْلی » هستند.
همان گونه که اشاره شد این ها بر فرض آن است که ما در فهم معناي کلمه « مَوْلی » درحدیث غدیر دچار تردید و ابهام شده و محتاج به تفسیر، بیان و اقامه شاهد باشیم که در این صورت از این قرائن به اصطلاح« منفصله »استفاده خواهیم کردو حال آن که در خود نقلی که کلمه « مَوْلی » موجود است، قرائن متّصله بسیاري است که جایی براي ابهام این لفظ باقی نمی گذارد.
دیده شده در کتاب نگاهی به حدیث غدیر نوشته آیت الله سید علی حسینی میلانی

