|
| |
شهید علی اقبالی دوگاهه |
|
... |
قرار شبهای جمعه یادی از خاطرات سرخ هست🌹 این هفته ادای احترامی میکنیم به #شهید🌷#خلبان #علی_اقبالی_دوگاهه که به دستور صدام گور به گور شده بدن پاکش را به ماشین بستند و دو نیم کردند و نیمی از پیکرش را در نینوا و نیمی دیگر را در موصل دفن کردند و بعد از بیست و دو سال خاک و استخوان پاک و مظلومش به وطن برگشت.
.
ما نمیدانستیم شهید شده یا نه! من در برزخ بودم. گاهی خوابش را میدیدم همیشه هم با لباس پرواز بود. هر چه کاپشنش را میگرفتم که بماند، اما او میرفت. در خواب گفته بود که من دیگر نمیآیم سه شب پشت سر هم در خواب یکی از دوستان آمده بود که به فریده بگویید: من زندهام! اما برای شماها دیگه برنمیگردم. از او خواسته بود تا نشانههایی بدهد که فقط من و همسرم میدانستیم. نشانهها را که داد خشکم زد. چراکه همه درست بودند.
چه زمانی به شکل رسمی خبر شهادت را به شما اطلاع دادند؟
سال 1361صلیبسرخ نامهای برای نیروی هوایی آورد که تعدادی خلبان ایرانی به شهادت رسیده و ما دفنشان کردیم. در نهایت بعد از پیگیریهای ما سردار باقرزاده قول دادند که من پیگیری میکنم و پیکر اینها را پیدا میکنم.
خلبانهای شهید را که آوردند، من به بچههای نیروی هوایی گفتم که باید یک نشانهای بدهید که من مطمئن شوم آنچه از پیکر علی به من میدهید، خود علی است. لب مرز بودیم که به من گفتند که خانم دوگاهه آیا دست راست علی پلاتین داشت. من گفتم بله! علی عاشق فوتبال بود. برای همین در بازی دستش شکسته بود. دستش را گچ گرفت. اما بد جوش خورده بود. برای همین بار دومی که رفت امریکا، دوباره آنجا دستش را درمان کرد و در دستش پلاتین کار گذاشت. قرار بود بعد آمدن از امریکا پلاتین را در بیاورد. به خواست خدا فرصت انجام این کار نشد. برای من محرز شد که این پیکر از آن علی است. پیکر را دیدم جمجمه علی را از وسط بریده بودند. پیکر علی من که برگشت، گفتم اینها 22سال در تنهایی و غربت بودند و مردم سراغشان نرفتند، باید جایی در بهشت زهرا باشند که مردم به راحتی به زیارتشان بروند. همینطور هم شد. قطعه 50 بهشتزهرا امروز مأمن همسر شهیدم است.
.
.
یادش تا ابد جاودان فرزند دلیر ایران🌷🌷🌷🌷
.
.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
[جمعه 1396-04-02] [ 12:54:00 ق.ظ ]
|
| |
چرا باید در شب های قدر برای امام زمان دعا کرد؟ |
|
... |
جواب سوال ساده است چون او به گرفتاری های تمام شیعیان آگاهست و اگر ظهورش محقق شود تمامی حوائج ما خود به خود حل خواهد شد و
اینکه امام فراموشـــکـــار نیست .
شخصی خدمت امام رضا (علیه السلام) رسید و در نظرش بود که از حضرت لباس ایشان را جهت کفن خویش و دو انگشتر نیز برای دخترانش طلب کند
اما بوی گل چنان مستش کرد که دامنش از دست برفت و فراموش کرد که حاجت خویش را بگوید
اما امام او را فرا خواند و به او لباس و دو انگشتری را اعطا فرمود که ما فرامـــوش نمی کنیم(بحار الانوار ،ج 49،ص 41)
برگرفته از کتاب شب های برقراری،محمد بنی هاشمی،تهران ، منیر ،1387،ص81.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
[یکشنبه 1396-03-28] [ 11:19:00 ق.ظ ]
|
| |
در منطق شیعه، اعتراف به گناه رواست یا خیر ؟ |
|
... |
یکی از مسایل اخلاقی در ترک گناهان , عدم فراموشی آن ها و اعتراف به آن هاست .
اینگونه است که یکی از اعمال مهم در زیارت مکه مکرمه در کنار مستجار آن است که شخص خود را به دیوار کعبه چسبانیده و گناهان خود را یکی پس از دیگری به یاد و زبان آورد
اما نباید از یاد برد که اعتراف و اقرار به گناه تنها باید در مقابل خداوند عالم و حجت او باشد که آن ها از تمام اعمال انسان ها آگاهند
ما حق نداریم مقابل هیچ یک از بندگان خداوند جز امامان و اولیای او به گناهان خود اعتراف کنیم و آبروی خود را نزد آنها ببریم .1
این است منطق عزتمندانه شیعه که اجازه هتک حرمت و ریختن آبروی هیچ مسلمانی را نمی دهد در حالی که در ادیان منحرف دیگر این مساله جا افتاده و عادی شده است.
————————————–
برگرفته از کتاب شب های برقراری،محمد بنی هاشمی،تهران ، منیر ،1387،ص23
کلیدواژه ها: آمرزش, اخلاق, اسلام, اعتراف به گناه, اقرار, تقرب, خدا, شب های بی قراری, شیعه, غفلت, فراموشی, مسیحیت, گناه موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
[ 11:10:00 ق.ظ ]
|
| |
علت افسردگی ها ، مشکلات اقتصادی ، بلایا و گره های سخت زندگی چیست؟ |
|
... |
گاه دلسرد و افسرده می شویم ، گاه زندگیمان گره می خورد ، دخلمان به خرجمان نمی خورد ،بیماری های گوناگون و بلاها از هر سو به ما روی می آورد . به راستی علت آن چیست؟
امیر المومنین می فرمایند :
از گــــنـــــاه بر حذر باشید که بلایا و کمی رزق از گـــــــنـــــاه است .
حتی خراشی هر چند اندک تا لغزش پا و آنچه مصیبت به شما می رسد ، همه و همه از گـــــنـــاهانی است که مرتکب می شوید (بحار الانوار ،ج 70 ،ص 350
این کلام خداوند است که می فرماید:
هر مصیبتی که به شما می رسد به خاطر کارهایی است که خود سبب آن شده اید ، در حلی که خداوند از بسیاری از گـــنـــاهـــان در می گذرد …ما اصابتکم مصیبه …(سوره شورای،آیه 30)
برگرفته از کتاب شب های برقراری،محمد بنی هاشمی،تهران ، منیر ،1387،ص20
موضوعات: مسابقات
لینک ثابت
[ 10:59:00 ق.ظ ]
|
| |
فرق تو با همه فرق داشت... |
|
... |
و هنگامی که شمشیر تحجر و لجاجت و
تکـــفیر
فرق تو ، تو که تمام اسلامی
قسیم آتش و نجاتی
باب علم
تمام حقی
علی عالی اعلا(علیه السلام) هستی
را شکافت
باید بشر می فهمید که چقدر تو با همه فرق داری
مولود کعبه ایی و شمشیر اسلام
شیرِ خدایی
و کمر ِپیامبر
میزان اسلامی و
ترازویِ عدالت
پس خوشا به حال کسی که تو را شناخت و مسلمان شد
و بدا به حال کسی که فرق تو را ندانست و کافر شد
کلیدواژه ها: ابوالبشر, اسدالله, اسلام, امیر المومنین, تمام علم, تکفیر, خدا, دلنوشته, رمضان, شمشیر, شهادت, ضربت, علی, علی ابن ابیطالب, فرق, فرق شکافته, قسیم النار و الجنه, مذهبی, مولا علی, پیامبر موضوعات: مناسبت ها, دست نوشته های خودم
لینک ثابت
[چهارشنبه 1396-03-24] [ 11:26:00 ق.ظ ]
|
| |
نشانی |
|
... |
تنها نشان و تحــفه ی من برای زندگی
آنسـت که چنان ترکـــش گویم
که با هیچ نشـــانی
مرا به خاطر نیـــــاورد
حتی
اگر خودش بــــخواهد
موضوعات: دست نوشته های خودم
لینک ثابت
[ 11:16:00 ق.ظ ]
|
| |
معنای عشق |
|
... |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
[یکشنبه 1396-03-14] [ 10:20:00 ب.ظ ]
|
| |
چشم تو و زبان من |
|
... |
درهای برهنه چشمان تو
دیرگاهی است بی پروا و وقیحانه
پرده های حیای زبانم را دریده است
پس اگر زبانم زبان آوری میکند
اگر سکوتم ،فریاد است
تنها گناه آتش درون من نیست
چشمان تو هم بی تقصیر نبوده اند
شراره نگاهت آتشم زده است
پس چشمانت را ببیند
تا زبانم ساکترین لحظاتت را بیافریند
موضوعات: بدون موضوع, دست نوشته های خودم
لینک ثابت
[شنبه 1396-03-13] [ 04:35:00 ق.ظ ]
|
| |
بی بی خانم |
|
... |
بی بی خانم
صدای کوبیده شدن درب حیاط به صورت ممتد و بلندی شنیده می شد. هر چه سعی کردم خودم را به خواب بزنم تا یک نفر دیگر به جای من خودش را به درب برساند و از احوال شخص پشت درب که انگار خیلی هم عجله داشت با خبر شود، اما انگار آن موقعه ی صبح جمعه، هیچ کس نمیخواست گوش شنوایی داشته باشد و همگی در حیاط خانه، طاق باز بروی رختخواب های خنک از نسیم صبحگاه بهاری لمیده بودند و هیچ کس قصد فراغ و جدایی از آن مهربان یار نازنین را نداشت.
با صدای کوبش و لرزش شدید درب، به یکباره از جا بلند شدم ولی خرامان خرامان مثل لاک پشت در حالی که با یک دستم چشمهایم را میمالیدم و با دست دیگرم و از لابه لای موهای ناصافم ،سرم را می خاراندم ،خمیازه کنان، خودم را به پشت درب رساندم .
عادت نداشتم سوال کنم که کیه ؟
درب را باز کردم سایه بلندی روی صورتم افتاد پشت به خورشید بود و صورتش به خوبی دیده نمیشد .
وقتی خم شد و روی زانو روبرویم نشست تازه او را دیدم .محکم خودم را در آغوشش انداختم . بوی سادگی میداد …بوی روستا …
چهره پر خطوطش را لبخند مهربانش پوشانده بود و گونه های آفتاب سوخته اش را چشمان ریز ، نافذ و پر از مهرش روشن کرده بود …
آری … مسافر محبوب من بی بی خانم بود …
که مثل همیشه با کوله باری از سوغاتی هایی که به زحمت آن را حمل می کرد، به دیدار نوه هایش آمده بود .
بینی استخوانی و چانه گردش کاملا شبیه بابا بود و لجاجت و سرسختی اش را در خودم هم میتوانستم ببینم ….آری او بی بی خانم بود …. و الان بعد از بیست سال باز هم بی بی خانم است …
بی بی خانمی که الان از همه خاطراتش فقط سنگی بر گوری مانده است که زیر جریان آبی که روی آن میریزم دوباره خاطراتش را پر رنگ می کند ؛ خاطراتی که زمان،ناجوانمردانه هر روز سعی در کم رنگترشدنشان می کند .
خدا رحمتت کنه بی بی خانم…
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
[یکشنبه 1396-03-07] [ 05:43:00 ب.ظ ]
|
| |
تا نگردی آشنا زین پرده رمزی نشنوی.... |
|
... |
نمیدانم برای شما هم همینطوره یا نه .
امسال و کلا این چند سال اخیر خیلی متفاوت شده …
مثلا تعداد مرگ و میر به شکل قابل توجهی زیاد شده….
یا مریضی های عجیب و غریب سر و کله اشون پیدا شده …
یا جوانمرگی ها شوکه کننده…
دارم با خودم فکر میکنم حتما خبرهایی در راه است
ولی به قول حافظ
تانگردی آشنا زین پرده رمزی نشوی گوش نا محرم نباشد جای پیغام سروش
میخوام امسال این ماه رمضان و به ویژه سحرهاش ،یه کم با خدا آشنا بشم
خدا را چه دیدی
شاید منم رمزی بشنوم
شما هم گوشهاتون رو تیز کنید
شاید اصلا همگی امسال رمزی بشنویم….
بعدا نوشت: دقیقا سحری که این متن را نوشتم بی سحری شدم و خوابم برد..:))
تا خدا بهم ثابت کنه که فاصله حرف تا عمل چقدر زیاده….

موضوعات: مناسبت ها, شعر و دست نوشته
لینک ثابت
[ 11:07:00 ق.ظ ]
|
|