
انتشار کتاب سنجه های حقانیت دین اسلام
چهارشنبه 97/05/24
کتاب سنجه های حقانیت دین اسلام
نوشته سرکار خانم #زهرا_احمدی مدیریت حوزه#الزهرا_شیراز به چاپ رسید. در این کتاب مهم ترین جلوه های حقانیت اسلام با بیان علمی و مستند بیان شده است.
قیمت کتاب 150000 ریال
چاپ اول
انتشارات میتراس


نت زدگی
دوشنبه 97/04/25
بالاخره آدمی زاد هست و دلش…!
گاهی دلت پره
گاهی دلت گیره
گاهی دلت میگیره
گاهی دلت هواییه
گاهی دلت پر میزنه
گاهی هم دلت میزنه
این روزا خیلی امیدوارم که هم دلم پر باشه
هم دلم گیر باشه
هم دلم بگیره
و هم دلزده بشم از این دنیای نت
نت زدگی و دل زدگی از نتم آرزوست

اشعاری در مورد حمایت از کالای ایرانی و امر رهبری(جدی و طنز)
شنبه 97/03/05
با امر رهبرم که ز رحمان مؤید است دیگر به جنس خارجیان رو نمی کنیم
ما حامیان کار و تلاشی مضاعفیم با تنبلی و سست شدن خو نمی کنیم
برخیز که فخر هفت اقلیم شویم در نزد خدا و خلق تکریم شویم
فرمود ز تولید حمایت بکنیم تا شاهد مرگ طرح تحریم شویم
![]()
امسال تمام شهر قرآنی شد تولید و تلاش و کار، ایمانی شد
با حکم ولی و بردن نام علی سرمایه ی ما دوباره ایرانی شد
باز هم با امر تو تجدید بیعت می کنیم عرصه ی تولید ملی را حمایت می کنیم
کار و سرمایه که جای خود، بدان آقای من؛ ما تمام هستی خود را فدایت می کنیم …
وقت پایان کاهلی شده است موسم عزم و همدلی شده است
«تا» بزن آستین همت را سال تولید داخلی شده است
با اقتدار و عزت رهبرم پیام شادی داد نوید تولید ملی در سال جاری داد
با حمایت از کار و سرمایه ایرانی! رهبرم به ملت ایران شادمانی داد
امسال مأمور حمایت از کار به امر رهبریم مأمور به سرمایه گذاری و رشد صنعتیم
بعد از موفقیت در امر جهادی این بار! سرباز وظیفه ی تولید کشوریم
رهبرا از شوق لبخند تو شادی می کنیم اذن تو باشد اگر، عزم تولید ملی می کنیم
کوری چشم تمام دشمنان بُزدلت حمایت از کار و سرمایه ایرانی می کنیم
در سال نو کار عبادی بکنیم همراهی دولت در تولید ملی بکنیم
در تحت لوای حضرت خامنه ای امسال حمایت از کار و سرمایه ایرانی بکنیم
از فاو و فرات و فکه یادی باید در جبهه ی جنگ نرم، تولید ملی باید
در راه گذشتن ز حصار تحریم این بار حمایت از کار و سرمایه ملی باید
از نسل علی، امام و هادی داریم هر سال نشانه و نمادی داریم
فرموده ولی امرمان خامنه ای امسال همت به تولید ملی داریم
نوروز رسیده است و شادی داریم از لطف خدا ولی و هادی داریم
با گفته نائب امام قائم امسال همت به تولید ملی داریم
از لطف خدا به دل نمادی داریم بر دفع بدی چراغ و هادی داریم
در سال تولید ملی گوییم عشق است که رهبری فرزانه داریم

امید که حق سرور و شادی بدهد شوری چو نسیم بامدادی بدهد
امید که حضرتش در این سال جدید توفیق تولید و حمایت از سرمایه ملی بدهد
خار در چشم دشمن و ایادی می کنیم زیر سایه ی ولی، احساس شادی می کنیم
کوری چشم سران فتنه و بیگانگان چَشم آقا، ما حمایت از کار و سرمایه ملی می کنیم
رزمنده و در صف جهادیم امسال نابودگر ظلم و فسادیم امسال
از امر امام مسلمین خامنه ای مامور به تولید ملی و حمایت از کاریم امسال
بهر پیروزی ایران عدل و دادی می کنم از همه فرمایش رهبر اطاعت می کنم
امر کردی رهبرا بر روی چشمان ترم چشم آقا، حمایت از کار و سرمایه ایرانی می کنم
حقا که دلم نوید شادی داده انگیزه ی اردوی جهادی داده
امروز امیر جبهه ی خوبی ها فرمان به تولید ملی و حمایت از سرمایه ایرانی داده
بهر پیروزی ایران، جان نثاری می کنیم امر رهبر را به روی چشم جاری می کنیم
امسال هم جهاد اقتصادی به امر ولی می کنیم چشم آقا ما همت به تولید ملی می کنیم

من ایرانیم، خواستگاهم وطن
شعار سراسر وجودم، سرای وطن
سلامت بماند هر آن کس که بود
سرا و نیایش ، سرای وطن
بیا تا بماند ، سرامان وطن
بیا تا بسازیم همه ، این وطن
اگر کاسه ی نانمان خاکی است
اگر کاسه ی آبمان از چدن
اگر جنس آن خاک، ازاین سراست
اگرجنس آن آهنم، زینسراست
مرامم بگوید که آن بهتر است
زهر کاسه ی خارجی در وطن
حمایت زکالای ساخت وطن
بباشد مرام همه ، هم وطن
شعر:رضا جامی
![]()
این طرف استکان یونانی
آن طرف قاشق لهستانی
گاز و یخچال بهترینش چیست؟
آلمانی و انگلستانی
برده از رو تمام قزوین را
سنگ پاهای ازبکستانی
معنوی کرده حالت ما را
مهر و تسبیح ارمنستانی
در خود چین هم احتمالاً نیست
جنس چینی به این فراوانی
هرچه دستت رسید وارد کن
شده از کشور موریتانی
فکر چیزی نباش غیر از سود
سود دارد کلاه سودانی
در همین حال و روز وانفسا
می نویسم چنان که میدانی
میرود رو به سمت ویرانی
روزگار جوان ایرانی
هر که تولید می شود هنرش
آنچنان میزنند توی سرش
که بریزد تمام کرک و پرش
و در آید ز شش جهت پدرش
چوب قاچاق از قضا و قفا
می خورد چون چماق بر کمرش
بعد هم هرچه دست و پا بزند
در نیاید حقوق کارگرش
میزند توی کار دلالی
تا که محسوس تر شود اثرش
بعد سی سال، شخص صنعتگر
دُم ندارد هنوز کره خرش
جنس تولید داخلی اوخ است
هموطن جان نگرد دور و برش
دولت وقت هم که فی الجمله
ریشهاش را زده است با تبرش
میرود رو به سمت ویرانی
روزگار جوان ایرانی
این جوان زور قابلی بزند
یا به دریا اگر دلی بزند
یا برای گرفتن یک وام
رو به هر کور و کاملی بزند
میتواند نهایتاً در شهر
یک دکان فلافلی بزند
یا اگر بیشتر هنر بکند
یک فلانشاپ فسقلی بزند
یا که دائم پی مسافرها
برود دور باطلی بزند
البته راه بهترش این است
که به موهای خود ژلی بزند
و سپس بین دود یک قلیان
دل خود را به غافلی بزند
وای اگر جنس خارجی روی
دست تولید داخلی بزند
میرود رو به سمت ویرانی
روزگار جوان ایرانی

متن کامل مقاله "راهکارهای توسعه و پیشرفت بر اساس الگوی اسلامی- ایرانی"
چهارشنبه 97/03/02
موضوع مقاله :
راهكارهاي توسعه و پيشرفت اقتصادي بر اساس الگوي اسلامي-ايراني
پژوهشگر
نجمه رضوي
(استفاده با ذکر منبع بلا مانع است)
چکیده
دين اسلام در حوزه تشريع و تبيين،داراي جهت گيري اقتصادي خاصي است كه نگرش كلي اسلام به اقتصاد و به ويژه جايگاه پيشرفت اقتصادي را در دين نشان مي دهد. علاوه بر آن، وقتي روح مقدس اسلام با نگرش هاي وطن پرستانه و خاص ايراني تلفيق مي شود .نيازمند يك الگوي ويژه است كه شبيه هيچ مدل و الگوي غربي و شرقي نخواهد بود .براي رسيدن به اين الگو و راهكارهاي پيشرفت اقتصادي لازم است، در ابتدا معناي پيشرفت اقتصادي و توسعه روشن شود كه همان مجموعه فرآيند افزايش در آمد و در نتيجه پديد آمدن ثروت و رفاه عمومي و برطرف شدن فقر است. پس در گام اول بايدتوليد را افزايش داد. در اين راستا توليدات غير نفتي و انساني از اهميت فوق العاده اي برخوردار است. سپس نيروهاي انساني و طبيعي را ذخيره كرد و سپس به رفع فقر، تعديل ثروت با استفاده از منابع و نظارت بر دستگاههاي مرتبط پرداخت،در هر كدام از موارد ياد شده دين اسلام نه تنها ارزش گذاري كرده، بلكه با ارائه راهكارهايي مثل خمس،زكات،اهميت كار و تلاش فردي، انفاق، صدقه، قرض الحسنه و ربا و كارهاي غير توليدي مثل شعبده و … عملاً به رفع فقر و توليد ثروت همت گماشته است.
واژگان کلیدی: اقتصاد،رشد اقتصادي، توسعه،پيشرفت،توليد،فقر
مقدمه
پیشرفت اقتصادی با رویکرد اسلامی_ایرانی یکی از خواسته های به حق مردم ایران در طول تاریخ بوده است، هرچند در جهان معاصر، پیشرفت درگفتمان های سوسیالیستی و لیبرال، پارادیم حاکم در بسیاری از کشورها بوده است. اما بی گمان ایرانیان مسلمان، آن ها را با رویکرد اسلامی – ایرانی جستجو می کردند و اگر نخواهیم این تقاضا تاریخی ایرانیان را به گذشته های دور نسبت دهیم، لااقل این نیاز از عصر مشروطه تا کنون آشکارا و به شیوه های مختلف مطرح شده است.
امسال نیز که با روشن بینی و عاقبت اندیشی مقام معظم رهبری سال ، حمایت از کالای ایرانی نامیده شده است، نشان از اهمیت رشد اقتصادی و شاخصه های مربوط به آن را دارد. افزایش تولید ملی، رشد سرمایه گذاری های داخلی و خارجی، حفظ ارزش پول ، افزایش و انباشت سرمایه های طبیعی و انسانی همه و همه در راستای رشد اقتصادی است که معنا پیدا می کند.
اما رسیدن به اهداف والای اقتصادی به تنهایی و بدون هیچ قید و شرطی هم برای ایران اسلامی دارای ارزش نیست، و باید همواره به ویژگی های خاص فرهنگی ملت ها توجه داشت. ایران اسلامی نیازمند الگو و راهکارهای مختص به خود است. الگوها و راهکارهایی که با روح شریف مسلمان ملت ایران هماهنگی داشته باشد و هنجارهای موجود درکشور را نه تنها تضعیف نکند بلکه به رشد و تقویت آن نیز کمک کند. به همین جهت این مقاله در پی آن است که در ابتدا اقتصاد و رشد و توسعه را معنا کند و سپس به دلایل رشد اقتصادی و راهکارهای رسیدن به آن اشاره کند.
در این رهگذر به تولید، فقرزدایی، تعدیل ثروت، از بین بردن نظام طبقاتی، سیستم های نظارت و … اشاره خواهد شد. امید که این تحقیق بتواند نقطه کوچکی درسرآغاز حرکت بزرگ دیگر محققان و اندیشمندان خصوصاً در عرصه اقتصاد اسلامی باشد. ان شاء الله…
نجمه رضوی
بهار97
1.مفهوم اقتصاد ، رشد اقتصادی و توسعه
اقتصاد در لغت به معنای میانه روی است که در آیات (32/لقمان[1]، 32/فاطر[2]، 66مائده[3]) شاهد استعمال همین معنا هستیم. اما امروزه واژه اقتصاد را به عنوان معادل کلمه لاتینی (اکونومیEconomy) به کار می برند. این واژه از کلمه یونانی (اویکوس) (okios) به معنای خانه و نمین(nemin) به معنی اداره کردن تشکیل شده است که در لغت به معنای «تدبیر منزل و اداره کردن خانه» می باشد شاید همین امر باعث شده که به ارسطو نسبت دهند چون او علم اقتصاد را مدیریت خانه می داند[4]، اما آنچه امروزه در تعریف اقتصاد با وجود کثرت نظریه ها[5] (پیرامون تعریف اقتصاد) مطرح است همان دانش مبتنی بر مشاهده فرایندها، نهاد ها و عوامل مرتبط با ثروت و رفاه در تولید، توزیع و مصرف می باشد. از این رو تفسیری که از مال، ثروت و رفاه و عناصری از این دست ارائه می شود. به همان اندازه می تواند در آن مؤثر باشد که ابزارهایی که برای مشاهده و تحلیل در آن به کار گرفته می شود، در آن تأثیر دارند. [6]
با توجه به تعریفی که از اقتصاد بیان گردید باید رشد اقتصادی نیز که با تعابیری مثل پیشرفت، توسعه و… هم نوا هستند را نیز شناخت. در تعریف رشد اقتصادی می توان چنین گفت:«افزایش بلند مدت ظرفیت تولید به منظور افزایش عرصه کل تا بتوان نیازهای جمعیت را تأمین کرد»[7]
از آنجا که افزایش تولید یک کشور ترادف با افزایش در آمد می باشد، بنابراین می توان رشد اقتصادی را به طور خلاصه به دو معنای متمایز و مربوط به یکدیگر نیز معنا کرد:
· افزایش در آمد کل
· افزایش در آمد سرانه
هر دو مورد درباره رشد بلند مدت می باشد. از آنجا که نرخ رشد جمعیت در جهان غرب تقریباً ثابت یا منفی است. بنابراین شتاب رشد در آنجا بر حسب تولید کل یعنی GDP محاسبه می شود اما در جهان کم تر توسعه یافته که نرخ رشد جمعیت مثبت است، شتاب رشد می بایست برحسب GDP سرانه محاسبه شود[8]
در واقع برای دسترسی به رفاه عمومی و افزایش سرانه در آمد و در کل تقویت قدرت اقتصادی، چاره ای جز زمینه سازی رشد مداوم اقتصادی نیست بر این اساس می بینیم که در تعالیم اسلامی گاهی مستقیماً به عمران و آبادانی و گاهی به طور غیر مستقیم به لوازم و پیامدهای آن دستور داده شده است تا جامعه اسلامی از رشد مستمر اقتصادی برخوردار شود. [9]
اما در تعریف اصطلاح پیشرفت(توسعه) باید گفت که بیش از نیم قرن است که تعاریف متفاوتی از این واژه ارائه می شود ؛چرا که در پس این تعریف می توانست کارکردهای استعماری نیز مخفی شود اما به طور کل پیشرفت با این عناوین معرفی می شود.
1) فرآیند بهبود بخشیدن به کیفیت زندگی
2) بهبود و رشد و گسترش همه شرایط مادی و معنوی
3) فرآیند افزایش تولید ناخالص ملی[10]
2.اهمیت رشد و پیشرفت اقتصادی
یکی از موارد مورد اتفاق هر سه مکتب اقتصادی(اسلام، سرمایه داری و مارکسیسم) تأکید بر رشد اقتصادی به عنوان هدف می باشد .با این تفاوت که در اسلام افزایش ثروت، هدف متوسط جامعه است، ولی مکتب های مادی آن را هدف نهایی می دانند. هدف نهایی جامعه اسلامی ایفای وظیفه جانشینی خدا و پرورش فضائل انسانی است به دیگر سخن، افزایش ثروت، ابزار وسیله ای است که در خدمت رفع نیازهای انسان در جریان تکامل و تعالی قرار می گیرد. [11]
افزودن بر این اسلام به کار انداختن سرمایه و فعالیت اقتصادی را تشویق می کند و تلاش برای اداره ی معاش خانواده را هم چون جهاد در راه خدا می شمارد[12]. امام صادق (علیه السلام) به زراره فرمود: شخص چیزی سخت تر( و بدتر از) از مال راکد بعد از خود به جا نمی گذارد. زراره می گوید: با آن چه کند؟ حضرت فرمودند: آن را در( راه آباد سازی) باغ و بستان و خانه قرار دهند[13].
یا در روایتی از امام کاظم نقل شده است:«اعمال لدنیاک کانّک تعیش أبداً» برای دنیایت آن چنان کار کن که گویا تا باد زنده هستی. [14] و یا حدیث دیگری از امام صادق نقل شده است که:«خداوند تبارک و تعالی غربت کشیدن را برای طلب روزی و کسب درآمد را دوست دارد[15]» و یا از امیرالمؤمنین نقل شده است که مبادرت و تسریع برای کسب روزی، درآمد را زیاد می کند. [16]
این تشویق را می توان نشانه ی پذیرش اندیشه ی رشد اقتصادی از سوی اسلام دانست، البته نباید غفلت کرد که تأکیدات فراوانی بر اجتناب از حرام و کسب مال، از یک سو و خواهش از خداوند در این جهت از سوی دیگر، در آیات و روایات وارد شده است. [17]
اما مجموعه قرائن و ادله حاکی از آن است که دین اسلام به اقتصاد و به ویژه رشد اقتصادی توجه ویژه ای دارد و سیاست ها و تدابیر ویژه ای را نیز در این جهت اتخاذ کرده است؛ که با شناخت آن عوامل و عملی کردن الگوهای پیشنهادی اسلام نقش مهمی در از بین بردن فقر، ایجاد عدالت اقتصادی ، توزیع عادلانه ثروت دارد و موجب ایجاد رفاه عمومی و در نتیجه رشد و استقلال اقتصادی ملت ها خواهد شد.
در واقع راه حل هایی که مکتب اقتصادی اسلام بیان می کند راه حل هایی است که با مفاهیم عدالت سازگار باشد و با دو تعبیر حلال و حرام به عنوان دو ارزش مورد قبول اسلام هماهنگ باشد. [18]
3.علل رشد اقتصادی
قبل از آن که به ارائه راهکارها و الگوهایی جهت دست یابی به رشد و توسعه اشاره شود لازم است در ابتدا به این سؤالات پاسخ داده شود که موتور رشد اقتصادی چیست؟ یا به تعبیر دیگر، کلید رشد و یا عوامل و تعیین کننده های رشد کدامند؟
می دانیم رشد، امری مطلوب و خواستنی است و اگر کشور ها راه دست یابی به رشد چشمگیر و بدون هزینه را می دانستند، بی درنگ آن را می پیمودند. اما متأسفانه رشد از مقوله هایی است که اقتصاد دانان تنها پاسخ پاره ای از آن را دارند. نظریه پردازان ِرشد اقتصادی؛ از «آدام اسمیت» که نظریه جامع رشد را برای همه جوامع ابداع کرد تا «روستو» که نظریه مراحل توسعه اقتصادی را برای جوامع در حال توسعه تدوین کرد ، همه و همه در صدد بیان علل رشد اقتصادی هستند. ولی اجماعی درباره آن ها هنوز به دست نیامده است، «هان »اقتصاد دان معروف بر این اعتقاد است که:
«تلقی نظریه های جدید رشد به مثابه نظریه های کامل در دنیا، برداشتی عامه پسند و حماقت آمیز است.» [19]
از مطالعه علل بیان شده در این نظریه ها باید بین علل مستقیم رشد و علل غیر مستقیم تمایز قائل شد. منظور از علل مستقیم عوامل تعیین کننده درآمدهای سرانه بلند مدت در تابع تولید کل هستند که شامل سطوح سرمایه انسانی و فیزیکی و سطح اساسی بهره وری می باشند.
اما هنگامی که از علل غیر مستقیم بحث می شود، تعیین کنندگان علل مستقیم، مراد است[20]. به عبارت دیگر برخی الگوهای رشد نشان می دهد که ایجاد سرمایه فیزیکی و انباشت مهارت ها و استفاده کارا از این دو، علل ثروت ملل هستند.
اما چرا برخی کشورها سرمایه گذاری بیشتر می کنند و چرا فقط تعدادی از آنها به فناوری و بهره وری دست می یابند؟ پاسخش آن است که عللی غیر مستقیم مثل سیاست های دولت، نهادهای اجتماعی، تعریف عدالت و… روی این قضیه تأثیر گذار هستند.
در این رابطه کشوری که سرمایه گذاری به صورت سرمایه را برای فعالیت، انتقال فن آوری از خارج و تخصص و مهارت افراد جذب می کند، باید نهادها و قوانین آن به تولید گرایش داشته و اقتصاد آن را برای تجارت بین المللی و رقابت در سطوح بازارهای جهانی باز باشد، در نهایت نهادهای اقتصادی آن پایدار باشد. پس علت عدم توفیق بسیاری از کشور های در حال توسعه این است که از اقتصاد حکومت و مقررات نهادهایی که به آن ها قدرت می بخشند(در کل سیاست ها و نهادها) یا شناخت کافی ندارند یا استفاده مناسبی از آن ها به عمل نمی آورند. [21]
4راهبردهای رشد اقتصادی
در واقع راهبرد رشد اقتصادی، مجموعه سیاست های مستقیم یا غیر مستقیم ارتقای رشد اقتصادی است که منابع تولید را به بخش های گوناگون اقتصادی (کشاورزی، صنعت، خدمات و بخش جدید دانش) و به مناطق مختلف کشور تخصیص می دهد و سبب نرخ ویژه ای از رشد و توزیع خاصی از درآمد میان افراد خواهد شد. این اثرات بر نرخ رشد و توزیع در آمد، تأثیری را که آن راهبرد بر نرخ کاهش فقر خواهد داشت، معین می کند. [22]
1-4رشد تولید
انسان با اکثر حیوانات این تفاوت را دارد که غالب حیوانات معاش خود را از طبیعت به صورت آماده ای دریافت می کنند و خود قادر به تولید نیستند ولی انسان از طرفی ملزم است به اینکه غالب وسایل معاش خود را باکار فراهم کند و هم استعداد چنین کارهایی در او وجود دارد؛ بلکه بالاتر می توان گفت که در متن خلقت بین این احتیاج و این قدرت ارتباط برقرار است و چون تولید نیز معمولاً انفرادی است، قهراً روابط و مقررات خاصی را ایجاب می کند پس روابط اقتصادی و قانونی به روابطی که در باب تقسیم و توزیع مصرف وسایل معاش ضرورت پیدا می کند منحصر نیست، بلکه یک سلسله روابط نیز خواه ناخواه در تولید میان افراد برقرار می شود. پس روابط اقتصادی از طرفی به واسطه تولید و از طرفی به واسطه تقسیم و توزیع ثروت برقرار می شود. چون ثروت غالباً اول باید تولید و سپس تقسیم و توزیع شده و همه به آن احتیاج دارند و وافر و رایگان نیست، قهراً روابط اقتصادی به میان می آید. [23]
همه مکاتب اقتصادی سرمایه داری، مارکیسم و اسلام برمسأله افزایش هر چه بیشتر تولید تأکید دارند و شیوه های مخالف را رَد می کنند چه اصل رشد تولید و حداکثر بهره برداری از طبیعت، به منزله جزئی از کل در تمام مکاتب اقتصادی،با سایر اجزاء و شئون بستگی کامل دارد. رژیم سرمایه داری روش هایی را که با آزادی اقتصادی منافات داشته باشد، مردود می شناسد. اسلام نیز، شیوه هایی را که با نظریه توزیع و ایده های عدالت خواهی معارض باشد، ردّ می کند.
به هر حال نظریه تولید که منظور همان رشد تولید است را اسلام قبول داشته و به طوری که اسلام نمو ثروت و بهره مندی از طبیعت را تا بیشترین حد ممکن، هدف جامعه(هدف متوسط) دانسته است و برهمین امر، سیاست اقتصادی خود را تعیین و دولت را مأمور اجراء آن کرده است. [24]
نمونه این امر را می توان در دستورالعمل ابلاغی حضرت علی (علیه السلام) به محمد بن ابی بکر (والی مصر) مشاهده کردکه مولا علی (علیه السلام) می فرمایند:«…آری پرهیزکاران در بهترین صورت در دنیا سکنی گرفتند و از روزی دنیا به بهترین گونه خوردند، با مردم در امور دنیویشان شرکت جستند و همراه مردم از روزی های پاک خوردند و از آبهای خوشگوار نوشیدند و به بهترین صورت ها جامه پوشیدند، در بهترین مسکن ها جای گرفتند و بر بهترین مرکب ها سوار شدند و …» [25]
این سند مهم تاریخی نشانگر آن است که ایجاد رفاه مادی از راه نمو تولید و بهره برداری بیشتر از طبیعت، هدفی است که جامعه پارسایان برای رسیدن به آن تلاش نموده و آن را وظیفه خود می داند. البته برای نیل به این هدف باید در حدود مقررات مکتبی گام برداشت چنانچه قرآن کریم می فرماید:« يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُحَرِّمُوا طَيِّبَاتِ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكُمْ وَلا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ ؛ ای کسانی که ایمان آوردید چیزهای پاکی را که خدا، برشما حلال کرده برخود حرام مکنید و به حقوق یکدیگر تجاوز نکنید، خداوند متجاوزین را دوست ندارد»[26] بنابراین یکی از شرایط و مقررات بهره وری عدم تجاوز به حقوق دیگران است.
حال برای اینکه بتوان به رشد تولید، به عنوان یک شاخصه مهم در توسعه و پیشرفت دست پیدا کرد لازم است که ابزار های آن شناخته شود و به نحو احسنت به کار گرفته شود.
اولین ابزار دست یابی به رشد تولید، همان ابزار فکری و فرهنگی است، اسلام از جنبه فکری، انسان را به کار و تولید تشویق نموده است و برای آن ارزش بسیاری قائل شده است، تا حدی که کرامت بشری و مقام انسان را نزد خدا و حتی در پیشگاه عقل، به آن مرتبط دانسته است .اسلام آفرینش منابع و سرمایه های طبیعی را برای تأمین نیازهای تولیدی و افزایش ثروت می داند و یک سلسله ارزش ها و ملاک های اخلاقی درباره کار و بدگویی از بیکاری به دست داده که قبلاً سابقه نداشته است. [27]
علاوه بر اینها، اسلام به خاطر علاقه به رشد و ازدیاد ثروت، مصارف تولیدی را بر مخارج مصرفی و استهلاکی مقدم داشته است همچنانکه در نصوص منقول از پیامبر اکرم و ائمه اطهار، نهی از فروش زمین، خانه و استهلاک ثمن آنها که مبتنی بر همین فلسفه است، را می توان مشاهده کرد[28]. دومین ابزار رشد تولید همان مقررات هماهنگ و متعدد فقهی اسلام است که موجبات رشد تولید را فراهم می کند.
به عنوان مثال به چند مورد از این ابزار های قانونی که همگی در خدمت رشد تولید هستند اشاره می شود:
1- هرگاه شخصی زمینی را بلا استفاده بگذارد تا حدی که آثار ویرانی و خرابی به آن راه یابد و از عمرانش خودداری کند، زمین از او گرفته می شود، و دولت(ولی امر) اداره آن را برعهده می گیرد.
2- اسلام«حمی» را نهی کرده است، در حمی انسان زمین ناآباد را تحت تسلط در آورده و بی آنکه فعالیتی برای احیاء آن کند فقط در اختیار و انحصار خویش نگه می دارد که اسلام به شدت با آن مخالفت کرده است.
3- اسلام اجازه نمی دهد که دولت بیشتر از قدرت فردی، منابع طبیعی را برای بهره برداری به صورت اقطاع واگذار کند. چه با این کار سرمایه ها و امکانات تولیدی با کاهش بازده مواجه می شود.
4- اسلام فعالیت هایی را مثل قمار و سحر و شعبده بازی را که از نظر تولیدی عقیم اند را تحریم کرده است و اجازه نمی دهد که از این راه ها و سایر طرق مشابهه در آمدی کسب شود. « وَلا تَأْكُلُوا أَمْوَالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْبَاطِلِ[29]؛ اموالتان را به باطل مخورید» این قبیل درآمد ها و آلودگی به آن، مفید بودن و تحرک اقتصادی انسان را از بین می برد. در صورتی که همین نیروهای مادی و معنوی را برای رشد تولید، می توان به کار انداخت.
5- اسلام با ذخیره نمودن نقدینگی، رکود و خروج آن را از جریان تولید مخالفت به عمل آورده، طلا و نقره ذخیره شده، را مشمول مالیاتی به نام زکات قرار داده است این مالیات سالانه مبلغ آن در سال5/2 درصد منبع مالیاتی تعیین شده است. در حقیقت می توان آن را نوعی مصادره تدریجی سرمایه ذخیره شده و خارج از جریان اقتصادی دانست. باید توجه داشت که مخالفت با ذخیره نقدینگی، در سیستم قانونگذاری اسلام، یک امر موقتی و عرضی نیست.بلکه مسأله ای است نهادی که از مهم ترین وجوه اختلاف اسلام و سرمایه داری محسوب می شود.ممنوعیت تمرکزثروت، حرمت انواع واسطه گری(دلال بازی) در تجارت و معاملات، ایجاد قانون ارث، تأمین اجتماعی، تحریم اسراف و تبذیر، لزوم فرا گرفتن جمیع فنون و صنایع از جمله ابزارهای قانونی اسلام برای رشد تولید و در نتیجه رشد اقتصادی می باشد. [30]
2-4-انباشت سرمایه فیزیکی و انسانی
رشد اقتصادی ایران در طول یک دوره چهل و دو ساله(1380-1338) به طور توسط 6/4% در سال بود(رشد سرانه GDP2% بود) .سهم منفی بهره وری به رشد اقتصادی و نرخ های نسبتاً بالای سرمایه گذاری در سرمایه فیزیکی نشان می دهد که رشد اقتصادی ایران به جای اینکه ناشی از به کارگیری کارای منابع باشد، از پس انداز و سرمایه گذاری بالا نشأت می گیرد.
بنابراین راهبرد در رشد اقتصادی در ایران می بایست حفظ همین رشد پس انداز و سرمایه گذاری از طریق سیاست های ثبات اقتصاد کلان باشد و نیاز چندانی به افزایش این نرخ رشد نیست. البته این نرخ رشد عمدتاً به خاطر دولتی و نفتی بودن اقتصاد است. حال که دولت براساس اصل 44 به خصوصی تر کردن بیشتر اقتصاد اقدام می کند ،می بایست سیاست های اتخاذ کند که نرخ رشد پس انداز و سرمایه گذاری کاهش نیابد. [31]
آموزش، تغذیه و بهداشت از موارد انباشت سرمایه انسانی است که از اجزای غیر قابل تفکیک راهبرد های منبعث از رشد اقتصاد اسلامی است. به این خاطر پس از انقلاب اسلامی در ایران بهبود چشمگیری در انباشت سرمایه انسانی ملاحظه می شود، اما هنوز از لحاظ کمیت، کمبودهایی احساس می شود و باید تلاش های بیشتری صورت گیرد. البته از لحاظ کیفیتِ سرمایه انسانی در زمینه آموزش ،تغذیه و بهداشت، سرمایه گذاری ویژه ای باید انجام گیرد و سیاست های مربوط به ارتقای کیفیت سرمایه انسانی می بایست اعمال شود .در این قسمت نیز باید توجه داشت که با خصوصی سازی و مقررات زدایی مردم قربانی نشود.
5.اهمیت دادن به مردم و نقش آزادی، مشارکت و مردم سالاری
راهبردهای توسعه ای قبل از انقلاب اسلامی(مدرنیزاسیون) با دیکتاتوری نظامی، سرکوب شدید معاندان و مخالفان و خشونت شدید دولت علیه مردم همراه بود. مردم در توسعه نقشی نداشتند و خود را بیگانه می دانستند و این بیگانگان بودند که مدیریت توسعه کشور را برعهده داشتند .اما با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، مردم با همه پرسی و انتخاباتی آزاد ، نظام مورد علاقه خود را برقرار کردند.
قانون اساسی تدوین و مورد تأیید مردم قرار گرفت. پایه های مشارکت، آزادی و مردم سالاری مبتنی بر دین تقویت شد و مردم در سرنوشت کشور نقش پیدا کردند. در واقع راهبردهای توزیع مجدد درآمد برترین راهبرد از لحاظ مشارکت مردمی و دموکراسی است. اما از لحاظ مشارکت اقتصادی، معیار دیگری وجود دارد که از طریق درگیر شدن در ساختار تصمیم گیری های اقتصادی در سطح محلی، استانی، ملی صورت می گیرد. مشارکت نیروی کار اداری، کارگری و روستایی از طریق نظام شورایی که مفاد اصل 104 قانون اساسی است می توان به این نوع مشارکت کمک کند، ولی هنوز فرهنگ مشارکت و کارگروهها در ایران نهادینه نشده است، نوع دیگر مشارکت، مشارکت در ساختار اقتصادی و خصوصی سازی نظام اقتصادی ایران است. مشارکت در بخش های تعاونی و خصوصی در اقتصاد ایران قابل توجیه نیست، از این رو بایست از طریق گسترش تعاونی ها و برنامه های معقول خصوصی سازی به گسترش مشارکت اقتصادی مردم کمک کرد. [32]
6.کاهش فقر و تولید ثروت
در واقع ثروت یا مال عبارت است از از خبری که یکی از حوائج طبیعی، اعتباری، ضروری یا تجملی بشر را برآورد (ولی به عقیده بعضی مال یا ثروت عبارت است از چیزی که بشر آن را، باکار به وجود آورده است). [33]
فقر در آموزه های قرآنی و روانی بیشتر در معنای احتیاج انسان به خدا [34]، فقر نفس[35]، فقر معرفت[36]، معانی می شود. ما فقر مالی از دیدگاه اسلام امری مطلوب و پسندیده معرفی نشده است بلکه فی حد نفسه به عنوان چیزی منفور که می تواند سبب مشکلات اخلاقی و اجتماعی بزرگ گردد شناخته شده است.
امام علی (علیه السلام) در خطاب به فرزند خود محمد حنیفه می فرمایند:«یا بنی إنی اخاف علیک الفقر فاستعذ بالله منه، فان الفقر منقصه للدین مدهشه للعقل داعیه للمقت[37]؛ ای فرزندانم! من از فقر برتو ترسانم، پس از آن به خدا پناه ببر، زیرا فقر مایه کاستی دین، سرگردانی عقل و دلمردگی است.»
و در جای دیگر امیرالمؤمنین (علیه السلام) فقر را مرگ بزرگ می شمارند «الفقر، الموت الاکبر»[38]
و بنا به نقلی می فرمایند:«اگر فقر در قالب مردی برایم تجلی می کرد، او را می کشتم[39]، با این همه، آنچه بیش تر از فقر می تواند آثار سوء در پی داشته باشد، احساس فقر و ناداری و کمبود است ،که نزدیک به کفر شمرده شده و رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) در موردش فرموده است:«کاد الفقرأن یکون کفراً؛ نزدیک است فقر، کفر باشد»[40]
به دلیل نقش مهمی که در این حالت در انسان دارد، همواره در اسلام امری مکروه شمرده شده است و از ثروت به عنوان امری که فی حد نفسه مطلوب است یاد شده است رسول خدا(صلی الله علیه و آله وسلم) می فرمایند:«نعم العون علی تقوی الله الغنی[41]؛ ثروت چه کمک نیکویی در سیر تقوای الهی است». یعنی ثروت آرامشی را در زندگی می تواند پدید آورد که نتیجه آن سلامت جان از پلیدی ها باشد.
حال که از ارزش و جایگاه فقر و ثروت شناخت اجمالی پیدا شد، لازم است که بیان شود فقیر از دیدگاه اسلام همان کسی است که از رفاه برخوردار نیست، نه این که فقط از ضروریات زندگی بی بهره باشد و هنگامی فقر بر طرف می شود که شخص به رفاه برسد و چون مادامی که فقیر، یعنی غیر مرفه، در جامعه وجود دارد این هدف حاصل نشده پس «رفاه عمومی» هدف اقتصادی اسلام است. [42]
برای آن که بتوان یک فرد به رفاه عمومی دست پیدا کند باید در ابتدا عوامل تولید کننده ثروت را بشناسد تا بتواند به رفاه دست یابد. ثروت گاهی :
الف- ثروت هایی است که فقط طبیعت در تولید و ایجاد آن دخالت دارد، مانند میوه های جنگلی، گلهای صحرایی و…
ب-ثروت هایی که طبیعت به علاوه کار و کوشش انسان در ایجاد آن ها دخالت داشته است مانند درختی که به دست یک انسان کاشته می شود و…
ج-ثروتهایی که طبیعت به علاه کار به علاوه سرمایه خود محصولی از کار و طبیعت است به وجود می آید، از این قبیل است محصولات کشاورزی ماشینی، و حتی غیر ماشینی. [43]
از جمله راهکارهایی که می توان در جهت ایجاد رفاه عمومی و از بین بردن فقر به کار برد، در مرحله اول، از بین بردن نظام طبقاتی و تعدیل ثروت است. در واقع ساختار ِنابرابری (نظام طبقاتی) در ایران ملایم است. می توان درآمدهای نفتی را به نحوی توزیع کرد که اولاٌ :طبقات متوسط گسترده تر شود ثانیاً: فاصله بین طبقات اول و دوم با طبقات نهم و دهم کمتر گردد .ثالثاً :شکاف بین شهر و روستا و بین مناطق محروم و ثروتمند کاهش یابد.
این مهم از طریق سیاست های توزیع(قبل از تولید، بعد از تولید) امکان پذیر است. در مجموع سطح و ترکیب مخارج دولت، اشتغال زایی مسیر توسعه، سطح میانگین درآمد و توزیع آن، توزیع دارایی های مولد از مهم ترین عوامل تأثیر گذار برکاهش نابرابری هستند. در مورد کاهش فقر واقعیت این است که گزارش های داخلی و بین المللی از فقر در ایران نشان می دهدکه پس از انقلاب اسلامی، وضعیت فقر مطلق به شدت کاهش یافته است. وضعیت توسعه انسانی در ایران بسیار بهتر شده که نشان از اهتمام انقلاب اسلامی به وضیعت فقرا دارد، اما برای از بین بردن کامل فقر توجه به عوامل زیر راهگشاست. [44]
1-خصوصی سازی
یعنی واگذاری تدریجی منابع طبیعی، اعتباری و فیزیکی به بنگاه های بخش خصوصی و تعاونی بر اساس توان اقتصادی و فنی آن ها و بر اساس عدالت توزیعی، عدالت زیست محیطی، امری است مطلوب و مورد تأیید اسلام.
2-سیاست آزاد سازی تجاری فقرزدا
یکی از بهترین راه های ارتقای بهره وری، تحت فشار قرار دادن مدیریت شدۀ کالا و خدمات یک کشور از طریق رقابت با کالاها و خدمات دیگر کشورها در فرآیند تجارت آزاد با کشورهای دیگران است.
3-سیاست اشتغال کامل
کارایی اقتصاد کلان در اشتغال کامل منابع تولید نهفته است و وظیفه الهی هر جامعه به عنوان یک کل، بهره برداری از تمامی منابع خدادادی و معطل نگذاشتن آن ها می باشد.
4-سیاست دستمزدها
1-تفاوت بین حقوق و دستمزدها می بایست بر اساس موازین عدالت یعنی استحقاق، شایستگی کارآمدی، و در نهایت مطلوبیت یا دستمزد بازاری طراحی شود.
2-تدوین قانون حداقل دستمزد
3-انجام گرفتن مداوم و عقلانی در جهت خصوصی سازی
4-سیاست گفتگو بین دولت، کارفرمایان و کارگران و کارمندان برای حل مشکلات احتمالی ناشی از اختلاف در دستمزد.
5-تدوین قوانین اسلامی مشارکت در سود بنگاه ها برای نیروی کار.
5-سیاست قیمت ها
سیاست درآمدی دولت اسلامی مربوط به نظارت بر قیمت ها در راستای سیاست کاهش نابرابری و فقر اقدام های زیر را مورد عمل قرار می دهد.
1- آزاد کردن قیمت کالا ها و خدمات فقرای شهری و روستایی
2- گسترش بازارهای داخلی و خارجی متقاضی کالاها و خدمات فقرا
3- حمایت از تنوع کالاها و خدمات فقرا جهت مقابله با کاهش ناگهانی قیمت جهانی این کالاها و خدمات
4- سیاست تثبیت قیمت ها و مبارزه با تورم
5- سیاست کاهش ارزش پول، از طریق جبران سالانه حقوق و دستمزد و مطابق با نرخ تورم، در صورتی که چاره ای از تورم نباشد.
6- سیاست مبارزه با احتکار و انحصارهای مضر
7- سیاست گفتگو و تعامل
6- سیاست نظارت بر بهره و سود
هر چند بهره و سود (ربا) در اسلام حرام است. و حاکمیت اسلامی به شدت باید با آن مبارزه کند .اما واقعیت تاریخی آن است که نرخ بهره در جوامع اسلامی هیچگاه صفر نبوده و نخواهد بود این امر به دلیل وجود اهل ذمه یا مسلمانان فاسق و ربا خوار است لذا همواره بازار سیاه ربوی وجود دارد. از این رو جایگزین نرخ بهره، نرخ سود است که در بازار واقعی سرمایه عمل می کند. سیاست های درآمدی دولت اسلامی مربوط به نظارت بربهره و سود می بایست در محدودۀ اقدام های زیر باشد
1- هزینه مند کردن معاملات ربوبی از طریق قضایی و اقتصادی
2- سیاست کاهش نرخ بهره در بازارهای پول و سرمایه
3- سیاست کنترل سود بنگاه های انحصاری چند جانبه از طریق سیاست های مالی برکاهش شتاب نابرابری ضروری است. [45]
البته از دیدگاه مکتب اقتصادی اسلام، هیچ فردی در جامعه اسلامی نمی بایست تنها به فکر رفاه خویش باشد و بر مردم و دولت واجب است که نیازهای فوری و فقر شدید انسان ها را برطرف کنند. انفال، مالیات ها و در آمدهای ناشی از مشارکت مردم از یک طرف و سیاست های چون ترغیب مردم به تحکیم نهاد خانواده و نهاد صدقات و ذکات و فعالیت های بیمه ای، حمایتی و امدادی از سوی دیگر از دیگر عوامل اجتماعی در تعدیل ثروت و از عوامل ریشه اقتصادی محسوب می شوند.
نتیجه گیری
با تأمل و تدبر در مضامین بلند اسلام پشرفت اقتصادی با رویکرد اسلامی –ایرانی نتایج ذیل قابل استنتاج است
1-توسعه و پیشرفت اقتصادی جزئی از فلسفه وجودی انسان است, زیرا به بار نشستن مواهب پیش نیاز تکامل معنوی و الهی انسان به شمار می رود.
2-قیام و استواری جامعه در بخش های وسیعی از آن به اقتصاد باز می گردد، بنابراین داشتن اقتصاد شکوفا زمینه ای جهت قوام و تحکیم جامعه اسلامی به شمار می رود.
3-جهت گیری بنیادین بسیاری از احکام شرعی مانند استحباب اصلاح و ازدیاد مال، آبادی و احیاء موات، حیازت مباهات، حرمت تضیع اموال به سوی توسعه اقتصادی است.
4- در رویکرد اسلامی، رشد و پیشرفت در زمینه سرمایه های مادی همان توسعه اقتصادی است ،که جدیت و تلاش در آن پویایی و استحکام جامعه را به همراه دارد.
5-برخورداری از توسعه اقتصادی سبب می گردد که بیگانگان و اجانب نتوانند برجامعه اسلامی سیطره و استیلاء یابند.(تحقق قاعده قرآنی نفی سبیل)
6- پیام خداوند به تسخیر آسمان و زمین، مؤید اقتصادی رو به رشد و توسعه به شمار می رود.
7-تمکین بخشیدن به امت اسلامی، و محل به بار آمدن نعمت ها، با توسعه و پیشرفت اقتصادی میسر می گردد.
8-اقتدار، سربلندی و عظمت جامعه اسلامی در گرو پیشرفت اقتصادی، با رویکرد اسلامی-ایرانی می باشد.
9-تدبر و تعمق در مضامین قرآن و سیرۀ پیشوایان دین گواه بر آن است که پیشرفت اقتصادی با مدل اسلامی الگویی جهت تحقق عدالت به معنای واقعی آن به شمار می رود.
10- به نمایش گذاردن پیشرفت اقتصادی، با رویکرد اسلامی –ایرانی می تواند مدلی جامع از الگوی پیشرفت برای جهانیان به شمار آید.
پي نوشت ها:
[1]- فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ فَمِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ ، چون نجاتشان دادو به خشكي رساند برخي از انان ميانه رو هستند
[2] - فَمِنْهُمْ ظَالِمٌ لِنَفْسِهِ وَمِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَمِنْهُمْ سَابِقٌ بِالْخَيْرَاتِ بِإِذْنِ اللَّهِ ؛ پس برخي از آنان برخود ستمكارند و برخي از ايشان ميانه رو و برخي از آنان در كارهاي نيك به فرمان خدا پيشگامند.
[3] - مِنْهُمْ أُمَّةٌ مُقْتَصِدَةٌ وَكَثِيرٌ مِنْهُمْ سَاءَ مَا يَعْمَلُونَ ؛ از ميان آنان گروهي ميانه رو هستند و بسياري از ايشان بد رفتار مي كنند.
[4] -مهدي، هادوي تهراني، مكتب و نظام اقتصادي اسلام،قم، خانه خرد،1378،ص48
[5] -مرتضي مطهري، نظري به نظام اقتصادي اسلام،تهران،صدرا،1385،ص25،سيد عباس موسويان، كليات نظام اقتصادي اسلام،قم، نصايح، 1380،ص39
[6] - مهدي، هادوي تهراني،همان،ص47-49
[7] -سيمون كوزنس، رشد نوين اقتصادي، قره باغيان، تهران، بينا،1372،ص17/مايكل تودارو، توسعه اقتصادي در جهان سوم، غلامعلي فرجادي، تهران،موسسه عالي پژوهش،1378
[8] -ناصرجهانيان،اسلام و رشد عدالت محور،تهران،پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي، 1388،ص35-36
[9] - سيد عباس موسويان،همان،ص40
[10] -محمد حسين، مرداني نوكنده، مقاله الگوي جهاد و پيشرفت اقتصادي با رويكرد اسلامي،ايران،مرداد www.artzanjan.ir
[11] -ناصرجهانيان،همان،ص36
[12] -حرعاملي، وسايل الشيعه،ج12،صص42-44 (كتاب التجاره، ابواب، مقدمات التجاره-باب 23)
[13] -همان،ص44
[14] -همان جا
[15] -همان جا
[16] -همان ،ج11،ص257
[17] - مهدي، هادوي تهراني،همان،ص82
[18] -محمد باقر صدر، اقتصادنا، ترجمه عبدالعلي اسپهبدي، تهران،اسلامي،1357،ج2،ص18
[19] -هايول جونز،در آمدي به نظريه هاي جديد رشد اقتصادي،صالح لطفي،تهران،مركز نشر دانشگاهي،1370،صص10و268
[20] -هال وجونز،علل مستقيم ثروت ملل را در سه محور 1-ايجاد سرمايه فيزيكي2-انباشت مهارت ها-3-استفاده كار از دو عامل فوق منحصر مي دانند
[21] -ناصرجهانيان،همان،ص39
[22] -همان،صص40-44
[23] -مرتضي،مطهري،همان،ص30
[24] - محمد باقر صدر،همان،ص272
[25] -شيخ صدوق،امالي،ص156
[26] -سوره مائده،ايه 87
[27] -ايات 3سوره طلاق، سوره اعراف، آيه32 و روايات مربوط و وارده در باب ارزش كار و اهميت كار و مذمت بيكاري
[28] - محمد باقر صدر،همان،ص277
[29] -سوره بقره،آيه188
[30] - محمد باقر صدر، اقتصادنا ،ج2،صص278-287
[31] - ناصرجهانيان،اسلام و رشد عدالت محور،ص549
[32] -همان،ص553
[33] - مرتضي مطهري، نظري به نظام اقتصادي اسلام،ص45
[34] - يَا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ (فاطر/15)
[35] -اياك والطمع فانه فقرحاضر و عليك باليأس عما في ايدي الناس(حديث پيامبراكرم،برحذر باش از طمع و آز كه فقري واضح و موجود است و بر تو باد كه از آنچه در دست هاي مردمان است مأيوس باشي (ابن ابي الحديد، شرح نهج البلاغه،ج3،ص163)
[36] -لاغني كالعقل و لافقر كالجهل(امام علي عليه السلام) هيچ بي نيازي مانند عقل و هيچ فقري بسان جهل نيست) (ابن ابي الحديد، شرح نهج البلاغه،ج18،ص185)محمد باقر مجلسي،بحارالانوار،قم،دارالكتب اسلاميه،1362،ج1،ص94
[37] -نهج البلاغه،قصارالحكم،319
[38] -همان،قصارالحكم،163
[39] -محمد باقر صدر،همان،ص280/عبدالله حاسبي،نظام هاي اقتصادي،تهران، انتشارات انقلاب اسلامي،1364،ص237
[40] -علامه مجلسي،بحارالانوار،ج72،ص29(البته راغب وعلامه مجلسي فقر با به معناي فقر نفس معنا كرده اند)
[41] -محمد بن يعقوب،كليني،فروغ كافي،تهران،دارالكتب اسلاميه،1363،ج5،ص71
[42] - مهدي، هادوي تهراني، مكتب و نظام اقتصادي اسلام،ص69
[43] -مرتضي مطهري،همان،صص46-47
[44] -ناصرجهانيان،همان،صص573-575
[45] -همان،صص579-57
منابع و مآخذ
*قرآن كريم
نهج البلاغه
1-ابن ابي الحديد، شرح نهج البلاغه،بيروت،دارالحياء الكتب العربيه،بي تا.
2-تودارو، مايكل، توسعه اقتصادي در جهان سوم، غلامعلي فرجادي، تهران،موسسه عالي پژوهش،1378
3-جاسبي، عبدالله ،نظام هاي اقتصادي،تهران، انتشارات انقلاب اسلامي،1364
4-جونز ،هايول ،در آمدي به نظريه هاي جديد رشد اقتصادي،صالح لطفي،تهران،مركز نشر دانشگاهي،1370
5-جهانيان،ناصر،اسلام و رشد عدالت محور،تهران،پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي، 1388،
6-حرعاملي،محمد حسن، وسايل الشيعه، قم، موسسه ال بيت،1409
7-صدر، محمد باقر، اقتصادنا، ترجمه عبدالعلي اسپهبدي، تهران،اسلامي،1357
8-كليني،محمد بن يعقوب، فروغ كافي،تهران،دارالكتب اسلاميه،1363
9-كوزنتس،سيمون، رشد نوين اقتصادي، قره باغيان، تهران، بينا،1372،
10-مجلسي، محمد باقر ،بحارالانوار،قم،دارالكتب اسلاميه،1362
11-مطهري، مرتضي ، نظري به نظام اقتصادي اسلام،تهران،صدرا،1385
12-موسويان، سيد عباس،كليات نظام اقتصادي اسلام،قم، نصايح، 1380
13-هادوي تهراني، مهدي، مكتب و نظام اقتصادي اسلام،قم، خانه خرد،1378
مقالات
14توكلي، محمد جواد،مفهوم و شاخص توسعه و پيشرفت و مراحل تدوين آن marefateeqtestadi-nashriyat.ir
15-دلالي اصفهاني و رسول بخشي دستجردي، الزاماتي براي طراحي الگوي اسلامي، ايراني پيشرفت از منظر دانش اقتصاد؛ از كتاب نخستين نشست انديشه هاي راهبر الگوي اسلامي-ايراني پيشرفت.
16-مرداني نوكنده محمد حسين، ، مقاله الگوي جهاد و پيشرفت اقتصادي با رويكرد اسلامي،ايران،مرداد www.artzanjan.ir

ایرانی ! ایرانی زندگی کن!
شنبه 97/02/22
مادر بزرگم خدا بیامرز تعریف می کرد که زمان جوانیشون همه ی خانم ها کفشی به نام “گالش” می پوشیدند. گالش را به پاهای خود بی بی(مادر بزرگم) بارها دیده بودم و تا همین اواخر تا زمانی که هنوز می توانست راه برود ، می پوشید.
کفش های چرمی ساده ی بدون پوزه ایی که شاید شبیه کفش های مدل عروسکی این روزها باشد. یک دست مشکی و فوق العاده راحت… نه جلوی پا را فشار می داد و نه دکمه و بند و زیپی داشت.
به راحتی از پا در می آمد وبه راحتی و بدون خم شدن و بدون پاشنه کِش به پا می رفت. سبک و راحت…

از آن طرف کفش های پدر بزرگم که در عکسی خانوادگی در مشهد گرفته بودند می دیدم . کفشی با نام ” گیوه ” بود. یعنی یه جورایی کفش های آقایون هم آن زمان متناسب شخصیت و فعالیت هاشون طراحی شده بود گیوه هایی که روکشی از نخ داشت و کفی محکم.
که اتفاقا آن هم سبک و راحت بود. متناسب با فصل گرم ها و برای جلوگیری از عرق کردن با نخ دوخته شده بود.

از آن جالبتر وقتی بود که شنیدم مادر بزرگم و خاله هام و مادرم همگی بافتن روکش گیوه را بلدند و انگار روزگاری وسیله کسب درآمد خانم ها در خانه ها بوده است.
وقتی این حرف ها را شنیدم نگاهی به جا کفشی خانه انداختم. یک پوتین بوت . یک کفش پاشنه دار زنانه. یک کفش اسپورت چرمی
و یک جفت کفش طبی زنانه.
راستش نمیدونم چقدر از کفش های ما ایرانی ها کاملا از صفر تا صدش ایرانیه ! و یا چرم و دوخت و طرحش از کجا آمده ؟!
ایرانی هست یا نه؟!
ولی آنچیزی که حداقل مطمئن میتونم دربارش بگم اینه که: طراحی ایرانی و آداب و رسوم ما ایرانی ها حداقل توی کفش هامون گم شده!!!
یه جورایی ایرانی بودن و حس ناسیونالیستیمون فقط شعار شده و حاضر نیستیم ایرانی زندگی کنیم. ایرانی هایی که از ایرانی بودن فقط اسم موطنشون را به دوش می کشند و از زندگی و فرهنگ ایرانی کاملا بی خبر هستند.
کاش ما ایرانی ها واقعا ایرانی می بودیم!!!

من خوشبختیم را گم کردم!!!
یکشنبه 97/02/02
ناآگاهی از عصبانیت و اختلال در رفتار بزرگترین مانع در بهبود و درمان است
نویسنده: سعید کاوه
اطلاعات (information) بسیاری در جهان هستی وجود دارد، بشر با مغز و دستگاه عصبی پیشرفتهاش پی به اطلاعات موجود میبرد و آنها را میآموزد و این اطلاعات را یادگرفته و در ذهنش ثبت و تبدیل به دانستهها (Knowledge) میشود. پس از این مرحله شخص میتواند با تحلیلهایی که در ذهنش روی دانستهها انجام میدهد به نتایجی دست یابد، یا به روابط علت و معلولی میان دانستهها پی ببرد و این امر باعث میشود تا به آگاهی یا بینش (wisdom) دست یابد؛ در واقع بینش و یا آگاهی تغییر و تحولی در رفتار و عملکرد شخص ایجاد مینماید و پس از این مرحله است که شخص و اطرافیاناش متوجه میشوند که رفتار و نگرش فرد تغییر کرده و به اصطلاح شخص تحول وجودی پیدا کرده است.
آگاه شدن از اختلال رفتار دو قسمت عمده را شامل میشود. ابتدا لازم است که شخص از ویژگیهای رفتار مشکلدار و دچار آسیب آشنا باشد، به عبارتی شخص لازم است که به شاخصترین ویژگیهای رفتارهای مختل و بیمارگونه آشنایی داشته باشد و در مرحله بعد نسبت به این امر آگاه شود که چند مورد از رفتارهای آسیب خورده و مشکلدار در اعمال و رفتارش حضور دارد. یا به عبارتی رفتار او در زمینهها و موارد مختلفی دچار آسیب شده است. بنابراین منظور از آگاهی به دست آوردن اطلاعات نیست، بلکه نتایج مثبت، سازنده و تغییر دهندهای است که از بابت تحلیل اطلاعات و دانستههای موجود در ذهن شخص ایجاد میشود. در واقع آگاهی نقشی بسیار مؤثر و تعیین کننده در زندگی فردی و اجتماعی دارد. تأثیر آگاهی در زندگی نوع بشر به قدری است که آن را یکی از ارکان عمدهی زندگی و جهان هستی به شمار آوردهاند. انسان به وسیله بینش و آگاهی که به دست میآورد نه فقط خود، بلکه زندگی اطرافیان، اجتماع و در موارد پیشرفتهتر جامعهی بشری را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
در ارتباط با عصبانیت، روان رنجوری و یا اختلال در رفتار نیز به همین صورت است، آگاه شدن از چنین اختلالی نقشی بسیار مهم و اساسی را بر عهده دارد، به عبارتی یکی از قاطعترین، تعیینکنندهترین و اساسیترین عوامل در بهبود و درمان اختلالات رفتاری، آگاه شدن از ابتلا به چنین اختلالی است. در واقع این امری بدیهی است که تا شخص نسبت به مشکل، نابسامانی و یا اختلال آگاه نشود، اقدامی در جهت برطرف نمودن آن انجام نخواهد داد. بنابراین بزرگترین چالش پس از ابتلا به عصبانیت و دچار مشکل شدن در زمینههای رفتاری، موضوع بسیار مهم آگاه شدن از وجود چنین اختلالی است.
برای مداوا و درمان عصبانیت یا اختلال رفتار دو عامل عمده و اساسی زیر لازم است اتفاق بیفتد تا تغییری به نسبت مطلوب در این زمینه حاصل شود.
1- بیدار شدن و آگاهی یافتن از مشکل و اختلال در رفتار
2- داشتن انگیزه برای اقدامات درمانی
توضیحاتی در ارتباط با موارد عنوان شده ارائه میگردد.1- بیدار شدن و آگاهی یافتن از مشکل و اختلال در رفتار
در واقع شخص تا به این موضوع پی نبرد که او که بود، چه اتفاقی افتاد و چه بر سر او آمد و در حال حاضر در چه وضعیت و شرایطی به سر میبرد و یا به چه مشکل و اختلالی مبتلا شده است، هیچ رویداد و تغییری ایجاد نشده و بهبودی رخ نخواهد داد.
چندی پیش در گزارش خبری که تلویزیون پخش میشد، خبرنگاری از مردم سؤال به ظاهر سادهای مبنی بر این که “شما چه گم کردهاید؟” را میپرسید و افراد با توجه به سن، موقعیت خانوادگی و اجتماعیشان پاسخهای مختلفی را میدادند. برای مثال دختری 8 ساله میگفت “من مداد رنگیهایم را گم کردهام.” آقای میان سالی گفت: «من دسته چکام را گم کردهام.” خانم میان سالی گفت: “من خوشبختیام را گم کردهام.” پسر جوانی گفت: “من یک دوست را گم کردهام.” آقایی با حدود 50 سال سن گفت: «من هدفم را در زندگی گم کردهام.” در واقع این که شخص به این درجه از آگاهی برسد که در زندگی خودش را گم کرده باز هم نشانهی آگاهی و خردمندی است، ارائهی چنین پاسخی در درجهی اول نیاز به آگاهی و سپس شهامت دارد تا شخص بتواند چنین نکتهای را ابراز کند. در عین حال این واقعیتی ناخوشایند است که آدمی پس از یک عمر زندگی تازه متوجه شود که خودش را گم کرده است. البته در وضعیت و شرایطی که خودش را گم کند، اهداف، دوستان، همسر، فرزند و جهان هستی را نیز به دنبال آن گم خواهد نمود.
در واقع آگاه شدن از اختلال رفتار دو قسمت عمده را شامل میشود. ابتدا لازم است که شخص از ویژگیهای رفتار مشکلدار و دچار آسیب آشنا باشد، به عبارتی شخص لازم است که به شاخصترین ویژگیهای رفتارهای مختل و بیمارگونه آشنایی داشته باشد و در مرحله بعد نسبت به این امر آگاه شود که چند مورد از رفتارهای آسیب خورده و مشکلدار در اعمال و رفتارش حضور دارد. یا به عبارتی رفتار او در زمینهها و موارد مختلفی دچار آسیب شده است.
یکی از دشواریهای بزرگ مرحله آگاه شدن از اختلال رفتار، این است که اطرافیان شخص شامل همسر، اعضای خانواده، دوستان و همکاران زودتر از فرد مبتلا متوجه چنین وضعیتی میشوند، اما به دلیل مقاومتهای بسیاری که شخصی از خود نشان میدهد، آنها ترجیح میدهند که یا چنین موردی را با او مطرح نکنند و در صورت مطرح شدن با ملاحظه کوچکترین مقاومت از سوی وی حرفشان را دیگر ادامه نمیدهند و از این که بخواهند به او تفهیم کنند که دچار مشکل و اختلال در رفتار شده، خودداری میکنند.
در واقع علت عقبنشینی افراد و ارتباط برقرار نکردن با اشخاص دچار عصبانیت و روان رنجوری بدان خاطر است که آنها به طور معمول منطق خود را از دست میدهند و منطق در آنها تأثیر چندان ندارد، به ویژه در وضعیتی که آنان در حالت عصبی قرار میگیرند. البته منطق آنان در زمینههای دیگر میتواند کارایی لازم را داشته باشد، اما در ارتباط با رفتارهای مشکلآفرین و آسیبزایی که آنها به ویژه در ارتباطشان با سایرین دارند، منطق چندان کارآمدی از خود نشان نمیدهند.بیشتر بخوانید: زنگ خطر اختلالات روانی - رفتاری
نکتهی دیگری که مانع میشود تا آنها نسبت به مشکلشان آگاه شوند، موضوع اختلال در روابط انسانی آنان است. البته این نکته پیش از این نیز خاطرنشان شد که افراد دچار اختلال رفتار، نمیتوانند ارتباطات سالمی با اطرافیانشان برقرار نمایند. آنها در خانواده و در میان دوستان و آشنایان به ظاهر حضور دارند، اما در باطن ارتباط چندانی با دیگران به ویژه با افرادی که میتوانند برایشان مفید و سازنده باشند را ندارند.2- داشتن انگیزه برای اقدامات درمانی
پس از آگاه شدن از وضعیت رفتار دچار مشکل و اختلال و پی بردن به این امر که شخص مبتلا به عصبانیت و اختلال در رفتار است و پس از این که چنین امری پذیرفته شد، این آگاهی به تنهایی برای بهبود و درمان کافی نیست، بلکه پس از آگاه شدن از چنین اختلالی لازم است که شخص اقداماتی برای برطرف نمودن مشکل ایجاد شده انجام دهد. اما با توجه به این امر که رویکردهای درمانی و برطرف کننده نابسامانیهای رفتاری تا حدودی زمان بر است و نیاز به تلاشهای همه جانبه فرد و در مواردی نیاز به کمک گرفتن از کارشناسان داشته و چنین مواردی پیش از اقدام نیاز به انگیزهای قوی برای برطرف نمودن دارد.
از سوی دیگر این امر به تجربه ملاحظه شده که افراد مطلع از اختلال رفتار و شخصیت خویش به دلیل ناامیدی و بیانگیزه بودن اقدامی جهت برطرف نمودن نابسامانیهای موجود انجام نمیدهند. از این رو داشتن انگیزه نقش بسیار مهم و تعیین کنندهای را در درمان اختلالات رفتاری و شخصیتی میتواند به همراه داشته باشد. البته به صرف نداشتن انگیزه نمیتوان فرد را به حال خود رها کرد، بلکه لازم است با او صحبت شود و مزایای بهبود رفتار را برایش توضیح داد و این که در صورت اصلاح رفتار، خود شخص به مراتب بیشتر از سایرین از اقدامات درمانی و سازنده برخوردار میشود. البته اطرافیان شخص نیز به همراه او از بهبود و درمان وی برخوردار میشوند.
در هر حال و در صورتی که شخص نسبت به اختلال رفتار خویش آگاهی لازم را به دست بیاورد، اما انگیزهای برای اصلاح و درمان اختلال نداشته باشد، به دلیل این که بزرگترین مرحله برای درمان که همان آگاه شدن از اختلال باشد به اجرا درآمده، در ارتباط با ایجاد انگیزه نیز لازم است که با وی ارتباط برقرار شود و در صورت عدم همکاری نبایستی به سادگی چنین موضوعی را به دست فراموشی سپرد. زیرا ادامه اختلال رفتار فرد، اعضای خانواده و همه افرادی را که به نوعی با وی در ارتباط هستند را دچار مشکل و آسیب خواهد نمود.
در اغلب موارد اطرافیان شخص زودتر از خودش نسبت به چنین مشکلی آگاه میشوند، اما با توجه به همان موارد بیمنطقی، پرخاشگری و ارتباطات ناسالم و ناکارآمد نمیتوانند او را از چنین مشکل و اختلالی آگاه نمایند. در اینگونه شرایط معمولاً فردی در میان دوستان، فامیل و آشنایان وجود دارد که میتواند با وی بهتر ارتباط برقرار نماید و نکات و مطالبی را که دیگر افراد قادر نیستند. با او در میان بگذارند، به وی انتقال داده و او را از اینگونه موارد آگاه نماید، در چنین شرایطی بهتر است برای آگاه نمودن شخص از این افراد کمک گرفته شود. مهمترین و تعیین کنندهترین امر در بهبود و درمان عصبانیت و اختلالات رفتاری، آگاه شدن از وجود چنین اختلالی در رفتار فرد است و این که شخص متوجه شود که عواملی آسیبزا و مشکل آفرین در زندگیاش تأثیرات نامطلوبی را به جا گذاشتهاند و او را مبتلا به اختلال رفتار و شخصیت نمودهاند، بزرگترین گام در جهت ایجاد تغییرات سازنده، مطلوب و به عبارتی درمان است. در بعضی دیگر از موارد که احتمال دارد اطرافیان نتوانند شخص دچار اختلال رفتار را از وجود چنین اختلالی مطلع نمایند، بهتر است که از کارشناسان کمک گرفته شود، زیرا آنها بهتر نسبت به این امر آگاه هستند که چگونه چنین نکتهای را به شخص انتقال داده و او را مطلع نمایند.
البته در مواردی که اینگونه افراد وجود ندارند و یا در دسترس نیستند نیز میتوان بدون استفاده از نام بردن اینگونه اختلالها فقط به عوارض آن اشاره نمود و با شخص مزبور در ارتباط با عوارض مشکلی که بدان مبتلاست صحبت کرد و از وی خواست تا گامهایی را جهت برطرف نمودن عوارض موجود بردارد. به عبارت دیگر به شخص گفته نشود که «تو عصبی هستی» یا «تو دچار اختلال شخصیت شدهای.»، بلکه صرفاً روی رفتارها و عملکردهای مشکلآفرین و آسیبزا صحبت شود، که «مشکلات رفتاری و اعتماد به نفس پایینتر در زندگی شغلی و اجتماعیات اثرات نامطلوبی را به همراه خواهد داشت.» یا «پرخاشگری بیش از اندازهای که در ارتباط با سایرین داری، میتواند مشکلات ارتباطی بسیاری را برایت فراهم نموده و در بلند مدت باعث طرد شدنت شود.» یا «مردم به طور معمول تمایلی برای ارتباط برقرار کردن با افراد پرخاشگر ندارند.» ادامه چنین صحبتهایی میتواند روند ارتباط با فرد را تسهیل نموده و تداوم بخشد.
البته نکتهی مهم و قابل توجه در پرداختن به جزئیات رفتارهای مختل، آسیب خورده و مشکلدار بدین خاطر است که پذیرفتن عصبانیت و اختلال در رفتار به دلیل این که نوعی قضاوت کردن در مورد شخص را به همراه دارد، به طور معمول مورد پذیرش قرار نمیگیرد، زیرا افراد دوست ندارند که مورد قضاوت واقع شوند. اما رفتارهای ناهنجار و مشکلآفرینی که مرتکب میشود را نمیتواند انکار کند، به همین سبب میتوان با وی درباره آنها صبحت نمود.
عمدهترین عاملی که در راه بهبود اینگونه عصبانیت و اختلال رفتار میتواند نقش مؤثر و تعیین کنندهای داشته باشد، آگاه شدن فرد از مختل و آسیب خورده بودن رفتارش است. اما به دلیل این که همیشه اغلب افراد اختلال رفتار را نوعی عیب و ننگ محسوب میکنند، بدون بررسی و تفکر آن را انکار مینمایند. اما عقب نشینیهای بیمورد در برابر آنان وضع را به مراتب بدتر میکند.البته عقبنشینی نکردن به معنی درگیر شدن نیست، بلکه در موقعیت و زمانهای دیگر مجدداً همان مطالب سابق را دوباره مطرح نمودن است. زیرا افراد مبتلا به اختلال رفتار و شخصیت به دلیل این که از نظر فکری و شناختی نیز دچار کمبودها و ناکارآمدی میباشند، در صورت ملاحظه عقبنشینی اعضای خانواده و آنهایی که مشکلات رفتاریشان را به آن گوشزد میکنند، چنین امری را دلیل صحت اعمال و رفتار خود محسوب میکنند.
در هر حال لازم است این نکتهی بسیار مهم را در نظر داشت که مهمترین و تعیین کنندهترین امر در بهبود و درمان عصبانیت و اختلالات رفتاری، آگاه شدن از وجود چنین اختلالی در رفتار فرد است و این که شخص متوجه شود که عواملی آسیبزا و مشکل آفرین در زندگیاش تأثیرات نامطلوبی را به جا گذاشتهاند و او را مبتلا به اختلال رفتار و شخصیت نمودهاند، بزرگترین گام در جهت ایجاد تغییرات سازنده، مطلوب و به عبارتی درمان است.
منبع مقاله :
کاوه، سعید، (1387)، از عصبانیت تا سلامت رفتار، تهران: انتشارات سخن، چاپ اول

استغاثه و استعانت و توسل به حضرت ابوالفضل العباس (علیه السلام ) در روز میلاد آن حضرت
شنبه 97/02/01
جهت استمداد و یاری جستن از حضرت قمر منیر بنی هاشم حضرت عباس راه های گوناگونی بیان شده اما عمده ترین و مشهورترین آ نها عبارتند از
1.طبق مشهور 133 بار به عدد نام حضرت اباالفضل العبّاس(ع)، ذكر ذیل را گفتند: ” یا كاشف الكرب عن وجه الحسین، اكشف كربی بحق اخیك الحسین (ع).”
2.از مرحوم آیةالله العظمی آقای حاج سیّد محمود حسینی شاهرودی « قدسسره» نقل شده است كه فرموده بود: من در مشكلات، صد مرتبه صلوات برای مادر حضرت اباالفضل العبّاس(ع)، ام البنین میفرستم.
3.نذر قرآن برای حضرت ابوالفضل العباس قمر بنی هاشم(ع)
صاحب گنجینه دانشمندان در حالات مرحوم سید محمد علی دزفولی متوفی ماه رجب سال 1333 قمری می نویسد:ایشان از اول طلوع آفتاب تا مقداری از بعد از ظهر، یك قرآن ختم میكرد و پس از آن فریضه ظهر را انجام میداد. وی از اول ماه رجب تا پانزدهم، پانزده قرآن میكرد كه پانزدهمین آن را هدیه به محضر حضرت ابوالفضل العباس (ع) و باقی آنها هدیه به پیشگاه چهارده معصوم ( صلوات الله علیهم اجمعین) بود.
در روز شانزدهم ماه رجب پس از ختمهای قرآن كریم، مرحوم آیةالله آقا سید ابراهیم غفاری كه از مجتهدین و مراجع دزفول در عصر خود بود، به عنوان عیادت و ملاقات مرحوم آقا سید محمدعلی دزفولی تشریف آورد و اظهار داشت كه من، امروز تصمیم ملاقات نداشتم اما فلان زن علویه رحمة اللهعلیها دیشب خوابی دیده بود، و خواب خود را به من گفت و تذكری شد كه امروز به ملاقات شما نایل شوم.
علویه گفت: خواب دیدم كه خدمت حضرت ابوالفضل العباس(ع) مشرف شدم. عرض كردم عمو كجا تشریف داشتید؟ فرمودند: امروز به عیادت آقا محمدعلی فرزند حاج سیدعبدالله رفته بودم و از آنجا می آیم و مرحوم سید محمد به سجده می افتد و پس از فراغت از سجده میفرماید: سجدهام سجده شكر بود، زیرا اول ماه شروع به تلاوت قرآن كرده بودم تا دیروز كه موفق به پانزدهمین ختم قرآن شدم و آخرین آن را در روز گذشته به حضرت اباالفضل العباس(ع) اختصاص داده بودم سپس میافزاید: خواب علویه از رؤیاهای صادقه بوده و علامت این است كه این ضعیف پذیرفته شده است، چون حضرت ابوالفضل العباس(ع) فرموده به عیادت من آمدهاند.
4.دیگر از طریق توسل به آن حضرت، زیارت آن حضرت است كه بنا به مضمون روایات عدیده وسیله تقرب به خداوند و آمرزش گناهان و انجام مطالب و روا شدن حاجات اهل ایمان است؛ چنانچه به روایت منقول از مصباح الزائرین ابن طاووس وارد شده است و از جمله اعمال زیارت شریفه این است كه دو ركعت نماز زیارت به جا آورد و بعد از آن زیارت نامه حضرت ابوالفضل العباس(ع) را كه در مفاتیح الجنان است بخواند.

چه موقعه خود خواه باشیم؟
چهارشنبه 96/12/09
گاهی باید خود خواه بود
خود خواه نه به معنای منفی و مطرود آن در دین و شریعت
باید خود خواه بود در حفظ سلامت جسم و روح
ایثار هم حد دارد باید به فکر خود هم بود
گاهی آن قدر در مشکلات و سختی های دیگران غرق می شوی
که یادت می رود خودت هم هستی
خود خودت
ورزش کن ، بخند ، تفریح کن
خدا هم بنده خندانش را بیشتر دوست دارد


زنگ خطر... آخوند باید ساده زندگی کند!!!
چهارشنبه 96/12/09
پیروزی انقلاب اسلامی ایران و استقرار دولتها کمترین توقع عامه مردم، همین دوری از اشرافیت و تجملات مدیران و مسئولان جامعه بود، اما متأسفانه از همان آغازین روزها خطر اشرافیت و دنیاطلبی مسئولان نظام را تهدید کرد؛ تا جایی که این خطر به قشر روحانیت نیز تسری یافت. از این رو امام خمینی(ره) در سخنرانیهای متعددی مسئولان و روحانیون را نسبت به خطر اشرافیت و تجملات هشدار میدادند. در ادامه، بخشی از فرمایشات هشدارآمیز امام خمینی(ره) خطاب به قشر روحانیت را بخوانید:
«هیچ چیزی به زشتی دنیاگرایی روحانیت نیست و هیچ وسیلهای هم نمیتواند بدتر از دنیاگرایی، روحانیت را آلوده کند. چه بسا دوستان نادان یا دشمنان دانا بخواهند با دلسوزیهای بیمورد مسیر زهدگرایی آنان را منحرف سازند و گروهی نیز مغرضانه یا ناآگاهانه روحانیت را به طرفداری از سرمایه داری و سرمایه داران متهم کنند.در این شرایط حساس و سرنوشتسازی که روحانیت در مصدر امور کشور است و خطر سوء استفاده دیگران از منزلت روحانیون متصور است، باید به شدت مواظب حرکات خود بود. چه بسا افرادی از سازمانها و انجمنها و تشکیلات سیاسی و غیر آنها با ظاهری صددرصد اسلامی بخواهند به حیثیت و اعتبار آنان لطمه وارد سازند؛ و حتی علاوه بر تأمین منافع خود، روحانیت را رو در روی یکدیگر قرار دهند. البته آن چیزی که روحانیون هرگز نباید از آن عدول کنند و نباید با تبلیغات دیگران از میدان به در روند حمایت از محرومین و پا برهنههاست؛ چرا که هر کسی از آن عدول کند از عدالت اجتماعی اسلام عدول کرده است. ما باید تحت هر شرایطی خود را عهدهدار این مسئولیت بزرگ بدانیم. و در تحقق آن اگر کوتاهی بنماییم، خیانت به اسلام و مسلمین کردهایم.»


استقبال عرب زبانان از کتاب " خاطرات سردار قاسم سلیمانی"
چهارشنبه 96/12/09
به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا، چندی پیش کتاب خاطرات سردار سلیمانی از دوران دفاع مقدس از سوی انتشارات جمعیت المعارف لبنان منتشر و در بازار کتاب این کشور توزیع شد. انتشار این اثر با استقبال خوبی از سوی مخاطبان همراه بود و در این مدت، برخی از مخاطبان کتاب با انتشار بخشی از اثر یا اظهار نظر درباره مطالب مندرج در این کتاب، نسبت به انتشار این اثر واکنش نشان دادند.
حوراء حمدان در یادداشتی درباره این کتاب مینویسد: این اثر خاطرات سردار سلیمانی از قهرمانانی است که در دفاع مقدس حضور داشتند. مطالعه این کتاب را از دست ندهید، در این کتاب، صحنههای عرفانی از هشت سال دفاع مقدس ترسیم شده و بیانگر تجربیات اوست.
زینت اوادا، از دیگر مخاطبان عربزبان این اثر است که با انتشار بخشی از زندگینامه سردار سلیمانی که از زبان خودش در کتاب منتشر شده، دیگر کتابخوانان را به مطالعه این کتاب تشویق کرده است.

سلیم حریری از دیگر کسانی است که نسبت به انتشار خاطرات سردار سلیمانی در لبنان واکنش نشان داده و نوشته است که سردار سلیمانی نماد عزت است، باید اجازه دهیم تا نسل آینده نیز این ویژگیها را از او بیاموزند.
حیدر علی از دیگر کاربران فضای مجازی است که کتابدوستان را با انتشار بخشی از مطالب اثر، به مطالعه این خاطرات ترغیب کرده و مینویسد که این کتاب ارزش خواندن را دارد.

بخش نخست کتاب «قاسم سلیمانی ذکریات وخواطر» با معرفی سردار از زبان خودش آغاز میشود. کتاب در دیگر بخشها به نقل خاطراتی از او در عملیاتهای مختلف مانند کربلای 5 و همچنین صحبتهای سردار سلیمانی درباره برخی از شهدا و فرماندهان هشت سال جنگ تحمیلی مانند شهید زینالدین، شهید همت و … میپردازد.
جمعیت المعارف لبنان تاکنون آثار متعددی درباره دفاع مقدس را به زبان عربی در این کشور منتشر و توزیع کرده است. از جمله آثاری که تاکنون از سوی این انتشارات منتشر شده و مورد استقبال قرار گرفته است، کتاب «پایی که جاماند» نوشته سید ناصر حسینیپور است که به گفته مسئولان این انتشارات، تاکنون بیشترین استقبال را در میان مخاطبان عربزبان این کشور داشته است. «دختر شینا»، «سلام بر ابراهیم»، «خاکهای نرم کوشک» و … از جمله آثاری هستند که از سوی این مرکز ترجمه و منتشر شدهاند.

