حکایتی جالب از امام صادق(ع)

امام محمّد باقر به همراه فرزندش امام جعفر صادق عليهما السلام جهت انجام مراسم حجّ وارد مكّه مكّرمه شدند.

در مسجدالحرام نزديك كعبه الهى نشسته بودند، كه شخصى وارد شد و اظهار داشت : سؤالى دارم ؟

امام باقر عليه السلام فرمود: از فرزندم ، جعفر سؤال كن .

آن مرد خطاب به حضرت صادق عليه السلام كرد و گفت : سؤالى دارم ؟

حضرت فرمود: آنچه مى خواهى سؤ ال كن .

آن مرد گفت : تكليف كسى كه گناهى بزرگ مرتكب شده است ، چيست ؟

حضرت فرمود: آيا در ماه مبارك رمضان از روى عمد و بدون عذر روزه خوارى نموده است ؟

گفت : گناهى بزرگ تر انجام داده است .

حضرت فرمود: آيا در ماه مبارك رمضان زنا كرده است ؟

آن مرد اظهار داشت : ياابن رسول اللّه ! گناهى بزرگ تر از آن را مرتكب شده است .

حضرت فرمود: آيا شخص بى گناهى را كشته است ؟

گفت : از آن هم بزرگ تر.

امام صادق

 

پس از آن صادق آل محمّد عليهم السلام فرمود: چنانچه آن از شيعيان و دوستداران اميرالمؤمنين امام علىّ عليه السلام باشد، بايد به زيارت كعبه الهى برود و توبه نمايد؛ و سپس قسم ياد كند كه ديگر مرتكب چنان گناهى نشود؛ ولى اگر از مخالفين و معاندين باشد راه پذيرش توبه براى او نيست .

آن مرد گفت : خداوند، شما فرزندان فاطمه زهراء عليها السلام را مورد رحمت خويش قرار دهد، من اين چنين جوابى را از رسول خدا صلى الله عليه و آله نيز شنيده ام .
بعد از آن ، از محضر مقدّس آن بزرگواران خداحافظى كرد و رفت .

امام محمّد باقر عليه السلام به فرزندش فرمود: همانا اين شخص ، حضرت خضر عليه السلام بود، كه خواست تو را به مردم معرّفى نمايد.(بحارالا نوار: ج 47، ص 21، ح 20.)

منبع

ما را از نظـــرات مــوثـــر و ســــازنــــده خــویـــش آگــاه فــرمایــید

امام صادق (علیه السلام)، تداومگر مکتب عقلانی شیعه

بی شکی یکی از مهم ترین ارکان حفظ و تداوم مکتب شیعی ، بعد از خون امام حسین، جهاد علمی امام صادق (علیه السلام) است.

افول امویان و قدرت  و فریبکاری عباسیان ، گسترش ارتباطات جهان اسلام و ورود اندیشه ها و مکاتب فلسفی،افزایش دوستداران حق و حقانیت ، گسترش جلسات مناظره و … همگی از ویژگی های عصری است که امام صادق (علیه السلام) با آن روبه روست .

به عبارت بهتر ؛ گام برداشتن بر لبه تیغ . که هم می تواند فرصت ساز باشد و هم فرصت سوز. فرصت ساز ازآن جهت که باعث رشد و تعالی و تدوام شیعه خواهد شد و فرصت سوز از آن جهت که ممکن است شیعه گرفتار فرقه سازی و انحراف و افول شود .

امام صادق،وصیت

اما امام صادق با فراستی تمام و با عدم همراهی افرادی مثل ابومسلم و توجه به فریبکاری عباسیان ، نه تنها دامن شیعه را از انحرافات پاک نگه داشت و بلکه با استفاده از فرصت پیش آمده به تبیلغ عقلی و دفاع جانانه از مکتب اصیل اسلامی پرداخت .

وصیت نامه زیرکانه امام صادق یکی از این فرصت سازی های اصیل است . آنجا که امام در تعیین امام و جانشین بعد از خود امامت مردم را به پنج نفر واگذار کردند که عبارت از:منصور دوانیقی، محمد بن سلیمان، عبدالله، فرزند بزرگوارشان امام موسی بن جعفر (ع) و همسر گرامی آن حضرت بانو حمیده بودند.

 امام این وصیت را برای حفظ و نگهداری امام کاظم (ع) از حیله و دشمنی حکومت ستمگر بیان فرمودند که به زودی نیز اندکی بعد از وفات آن حضرت سرّ این کار معلوم شد، آنجا که منصور به عامل یثرب نامه ای نوشت و دستور داد تا وصیّ امام (ع) را به قتل برساند، حاکم یثرب در جواب نامه منصور نوشت او به پنج نفر وصیت کرده است که تو هم یکی از آنها هستی.

منصور در جواب او گفت: راهی برای کشتن این عدّه وجود ندارد (کافی 1/ 310، ر.ک مناقب آل ابی طالب 4/ 345.)

 

ما را از نظـــرات مــوثـــر و ســــازنــــده خــویـــش آگــاه فــرمایــید

از کجا بدانیم توبه ی ما قبول شده یا خیر؟

حجت الاسلام والمسلین حسین انصاریان در نوشتاری علائم پذیرش توبه از سوی پروردگار را شرح داده است
ایشان می فرمایند:


از چند روش انسان مى‏تواند تا حدودى دریابد که توبه او مورد پذیرش قرار گرفته است یا نه:

الف) احساس آرامش خاصى که پس از دعا و توبه به انسان دست مى‏دهد یا احساس سبکى از گناهان و آلودگى‏ها.

ب ) انسان هر مقدار که از گناهان خود پشیمان شده و با تضرع و التجاى بیشتر، خدا را بخواند، توبه او مقبول‏تر است. بنابراین میزان انقلاب روحى انسان در حال استغفار نیز مى‏تواند به‌عنوان یک علامتى به کار آید.

ج ) میزان اعتماد به وعده‏ هاى خیر الهى، قابلیت و عنایات خداوند را زیاد می‌کند. پس هر اندازه خدا باورى، توکل و اعتماد به وعده‏هاى او را در خود افزایش دادیم، مى‏توانیم بیشتر امیدوار باشیم که ما را پذیرفته است.

د ) هر مقدار که آثار واقعى توبه در اعمال و رفتارهای ما بیشتر مشخص گردد. یعنى رغبت کمترى به گناه و اراده‌ی راسخ‏ترى در اطاعت پروردگار یابیم، نشان مى‏دهد که توبه ما، توبه واقعى‏ترى بود و به همین نسبت، مقبول‏تر واقع گردیده است.

حضرت امام خمینی(ره) می فرمودند:

اگر بعد از ماه مبارک رمضان، تغییرى در حالات خود یافتید به همان نسبت وارد ضیافت‏ خداوند شده ‏اید، ولى اگر دگرگونى در شما پدید نیامد، از آن بى‏بهره ماندید. نکته مهمى که باید مورد توجه قرار گیرد این است که، آیا ما توانسته‏ایم همه شرایط لازم توبه را محقق سازیم؟

آیا حلاوت و شیرینى گناه از جان ما به طور کامل بیرون رفته است؟

این مسئله‌ای است که ما را همیشه در حال خوف و رجا نگه مى دارد؛ هم امیدوار به لطف و رحمت الهى باشیم؛ هم خوف و واهمه از این که مبادا برخى از شرایط توبه را محقق نساخته باشیم.»

توبه با طراوت نگاه میدارد

 

ما را از نظـــرات مــوثـــر و ســــازنــــده خــویـــش آگــاه فــرمایــید

اهمیت کار و تلاش و اشتغال در آموزه های قرآنی و روایی

 1-1- اهمیت کار و تلاش و اشتغال در آموزه های قرآن

آنچه در آیات قرآنی دیده می شود آن است که منطق قرآن، منطق تأکید بر کار و اشتغال بدون در نظر گرفتن جنسیت خاص است از جمله آیاتی که در مورد کار و فعالیت اقتصادی آمده است عبارتند از: (لِتَبْتَغُوا فَضْلاً مِنْ رَبِّکُمْ/ سوره اسراء/ آیه 12)، «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ/ سوره انفال/ آیه 60)، (يَضْرِبُونَ فِي الْأَرْضِ/ سوره مزمل/ آیه 20) (أَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ/ سوره بقره، آیه 275)

کار از دیدگاه قرآن با سرنوشت پیوند مستقیم دارد. چنانچه خداوند متعال می­فرمایند: (وَ أَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلاَّ مَا سَعَى/ سوره نجم، آیه 39) و برای آدمی جز آنچه با سعی و عمل خود انجام داده نخواهد بود.

از سوی دیگر تلاش برای کار و کسب حلال آن چیزی است که قرآن کریم همواره مسلمانان را به کار تشویق کرده است (فَإِذَا قُضِيَتِ الصَّلاَةُ فَانْتَشِرُوا فِي الْأَرْضِ وَ ابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللَّهِ وَ اذْکُرُوا اللَّهَ کَثِيراً لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ/ سوره جمعه/ آیه 10) همین که نماز تمام شد در زمین پراکنده شوید و از کرم خداوند روزی بجوئید و او را بسیار یاد کنید تا رستگار شوید)

این مسأله بیانگر آن است که اسلام همانگونه که مردم را به تهذیب نفس و کمالات روحی و آخرت فرامی­خواند، زندگی دنیوی و
بهره مندی از مواهب را نیز گوشزد نموده و راضی نیست که انسان ها تنها متوجه جهان دیگر شوند و زندگی مادی خود را مختل کنند بلکه روش اسلام این است که بین دین و دنیا و بین جهان ماده و معنا، توازن و همبستگی ایجاد کند (Ghasemi.2012.p28)

هم چنین قرآن کریم، افرادی را که در زمین و دریا و آسمان از مواهب الهی برای کسب روزی حلال استفاده و تلاش می­کنند را ستوده و آنان را مردمی قابل احترام دانسته و پاداش آنان را از جهاد کنندگان راه خدا برتر دانسته و نام آنان را پیش از نام مجاهدین آورده است (سوره زمل آیه 20) علاوه بر آن خداوند متعال در آیات مختلف مثل (آیه 12سوره اسراء، آیه 85 سوره ملک، آیه 10 سوره اعراف، آیه 25 سوره حدید، آیه 96 سوره مائده) مردم را به سوی کار و تلاش و کسب روزی حلال دعوت کرده و آن را یک واجب دینی عنوان کرده است.

هرچند بیان قرآنی در لزوم کار و بهره مندی از مواهب دینی و دنیوی برای همگان به صورت مطلق آمده و زن و مرد را در طی مراحل تقوی و بهره وری از حیات طیبه و سایر ویژگی ها یکسان دانسته، اما در مورد شرایط حضور زن در جامعه قیودی مانند حجاب (آیه 31 سوره نور) عدم تبرج و خودآرایی (آیه 33 سوره احزاب)، عدم حضور در هر مراسمی (آیه 34 سوره نساء) آورده شده است، که توجه و رعایت و التزام به همه این قیود، از جمله راهکارهای اساسی در برون رفت از آسیب هایی است که در ادامه به صورت جداگانه به آن پرداخته خواهد شد.

1-2- ارزش کار و تلاش در آئینه روایات

قبل از پرداختن به اهمیت کار و تلاش در کلام و سیرۀ معصومین علیهم السلام باید توجه داشت که در متون دینی اسلام بر برابری زن و مرد در تحصیل تقوی، کسب فضایل معنوی تصریح شده است مانند آیاتی که زن و مرد را از یک جنس (نه طفیلی وجود یکدیگر) و در زمرۀ صاحبان اندیشه و برخوردار از نتیجه ی اعمال صالح و مستحق حیات طیبه (آیه 27 سوره نمل) و بهشت جاویدان می­داند. در حالیکه هر دو جنس دارای مسئولیت های مشترک و جایگاه یکسانی هستند، اما تفاوت های تکوینی و آشکاری که بین زن و مرد است اقتضای رفتارهای مختلفی را دارد (Zafaranchi.2010.p88) توجه به این مسأله، برخلاف برخی دیدگاه هایی است که مخالف مطلق اشتغال زنان هستند زیرا فقه شیعه با تأکید بر اصل اباحه، اشتغال زنان را اشتغال مباح و جایزی می­داند و تنها قید آن، عدم منافات با حقوق زناشویی یا لزوم کسب رضایت همسر می­داند (Taghadosi.nia.1993.p219)

از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و امامان معصوم، روایات متعددی مبنی بر مبغوض بودن بیکاری و تن پروری و کسالت وارد شده که در آن ها تفصیلی به لحاظ جنسیت مشاهده نمی­شود. چنانچه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرموده اند: «خداوند شخص سالم اما بیکار را که نه مشغول امور زندگی دنیوی است و نه اخروی را مبغوض می­دارد» (Abl hadid.1983.p146) و یا این حدیث که می­فرمایند: «بر امت خویش بیش از شکم پرستی، بر پرخوابی و بیکارگی و بی ایمانی بیمناکم» (Payandeh.2004.p52) و یا این حدیث امام باقر علیه السلام که می­فرمایند: «ایاک و الکسل والفجر، فانّما مفتاح کل شر، از بیکاری و ناامیدی بپرهیز که این دو کلید کلیه همه شرور و نابسامانی هاست»  (Rishahri.2011.p5186)

و یا این حدیث که به روشنی کسب روزی حلال و اشتغال صحیح را بر هر انسانی واجب می­داند.

چنانچه حضرت نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله می­فرمایند: «طلب الحلال فریضه، علی کل مسلم و مسلمه: کار کردن برای کسب روزی حلال بر هر زن و مرد مسلمان واجب است» (Majlisi.1985.p9)

و یا این روایت که حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله می­فرمایند: «العبادة عشره اجزاء، تسعه اجزاء فی طلب الحلال» عبادت ده جزء دارد که نه جزء آن در کار و تلاش برای به دست آوردن روزی حلال است (Noori.1987.p12) از این رو می­توان نتیجه گرفت که لازم است سیاست های کشور به سمت تشویق به فعالیت، گسترش زمینه های کارآموزی و فعالیت و تحقیر بیکارگی تنظیم گردد و نباید انتقاد از اشتغال زنان به پذیرش کم کاری و بی خاصیتی یک قشر خاص منجر شود (Zafaranchi.2010.p73) بلکه باید با بازشناسی آسیب ها، موانع و از بین بردن آن ها، راهکارهای ترویج کار و تلاش که سد مهمی در مقابل انواع فسادهای اجتماعی است را ساخت.

نوشته : نجمه رضوی. ارشد کلام اسلامی

ما را از نظـــرات مــوثـــر و ســــازنــــده خــویـــش آگــاه فــرمایــید

چند مرده حلاجی...!!!

وقتی پای عمل به وسط میاد

دیگه اون هم قلم فرسایی های پر طمطراق و سخنوری های پر تکلف رنگ می بازند

تو میمونی و یه خدایی که منتظره ببینه که چند مرده حلاجی…!!!

میشینه و نگاه می کنه که این بنده زبان آور و پر ادعایم حالا که باید دست به کار بشه و یه قدمی از قدم بر داره چکار میکنه؟!

و اون موقعه است که من و تویی میمونیم و  دانسته هایی که فقط بافتیم و هیچ وقت به تن نکردیم

چقدر حاضریم در میدان عمل از پول ، امکانات، رفاهیات و یا حتی جان خودمون، در راه خدایی که ادعا می کنیم عاشقش هستیم ،بگذریم؟

چقدر سخته عمل به دانسته ها و گذشتن از داشته ها

و چقدر خدا از من غریب است هنگام عمل

کاش خودش عنایتی کند و ظرفی دهد که علم و عمل تواما در آن باشد.

 

 

 

 

ما را از نظـــرات مــوثـــر و ســــازنــــده خــویـــش آگــاه فــرمایــید

به احترام خلیفه خدا از جا برخیز...!!!

مگر نه این نیست که تنها در آفرینش انسان خداوند به خود آفرین گفت

فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ

مگر نه این است که ابلیس به علت تمرد از فرمان سجده بر انسان متمرد و رجیم شد

وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ

مگر نه این است که علت خلقت آسمان ها و زمین عبودیت انسان است

وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ

پس چه کسی والاتر از انسان برای احترام و حفظ تکریم و عزتش

پس در هر رتبه و مقامی که هستی

کوچک یا بزرگ

سیاه یا سفید

معلم یا متعلم

کارمند یا ارباب رجوع

همگی به احترام انسان هایی که به ما رجوع می کنند بر خیزیم

لبخند بزنیم

دست بدهیم

خوب بودن به همین راحتی است…!!!

ما را از نظـــرات مــوثـــر و ســــازنــــده خــویـــش آگــاه فــرمایــید

رییس باش ولی ریاست نکن!!!

این جمله را اولین بار در سریال خانه سبز از زبان مرحوم خسرو شکیبایی شنیدم که

رییس باش ولی ریاست نکن

توی اون سریال بیشتر مبحث خانوادگی مطرح بود که مرد باید مدیریت خانه را تحت کنترل داشته باشه

اما اگه خوب فکر کنیم متوجه میشیم

که دایره این حرف خیلی وسیع تر از این حرف هاست

هم جنبه سیاسی داره و هم جنبه فرهنگی

خیلی از ما ها که دوست داریم مبلغ و یا مدرس مبانی اسلامی باشیم

باید یادمون باشه که مدیریت و رهبری و ریاست باید با کیاست همراه باشه

مدیر و رییس و معلمی که در باد غرور این القاب و اسامی غرق باشه

هیچ گاه محبوب هیچ متعلمی نخواهد بود و

تاثیرش به اندازه یه جلبک بیشتر نیست :))

 

ما را از نظـــرات مــوثـــر و ســــازنــــده خــویـــش آگــاه فــرمایــید

یاد بگیریم که خدا خودش فرموده " فضولی موقوف"!!!

یکی از خوبی فضاهای مجازی اینه که میشه راحت تر و ساده تر مطالب را بیان کرد و

نکات اخلاقی را گوش زد کرد.

باید بپذیریم که غیر از طرز فکر ما طرز فکرهای دیگه ای هم تو این کره خاکی وجود داره

و لزوما نباید همه مثل هم فکر کنند

و هیچ دلیلی هم وجود نداره که فکر و نگاه درست فقط و فقط مال ما باشه

حالا این ما که گفتم مای نوعی هست نه حقیقی

پس بیاییم به اندیشه ها و سلیقه های گوناگونی که غالبا هیچ تضاد و ضدیتی هم نه با شرع و نه با عقل داره

کنار بیاییم و بپذیریم

و به قول خدای مهربونمون ” لا تجسسوا”

یعنی فضولی نکنیم

سرک نکشیم به کار و یا اندیشه ای که اولا : هیچ ربطی به ما نداره و

ثانیا :هیچ ضدیت شرعی و عرفی هم نداره

کاش یاد بگیریم به حریم دیگران و نگاهشون و فکرشون و یا حتی سلیقه اشون احترام بگذاریم

 

 

ما را از نظـــرات مــوثـــر و ســــازنــــده خــویـــش آگــاه فــرمایــید

معرفی کتاب عبد صالح

 «عبد صالح خدا»؛ خاطرات رهبر معظم انقلاب از امام(ره)

تسنيم/ انتشارات صهبا همزمان با سالروز رحلت امام (ره)، کتاب «عبد صالح خدا» شامل خاطرات رهبر معظم انقلاب از ايشان را منتشر کرده است.  سوي انتشارات صهبا همزمان با سالروز رحلت بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران منتشر شد.  

متن محوري اين کتاب برگرفته از مصاحبه اختصاصي مرکز اسناد انقلاب اسلامي در سال 61 جهت ثبت زندگي‌نامه امام خميني با آيت‌الله خامنه‌اي است که با ديگر خاطرات ايشان از امام خميني تنظيم شده است.

همچنين در اين کتاب شاهد تصاويري از دوران مبارزه حضرت امام خميني(ره) و همچنين گزارش‌هاي ساواک و شهرباني درباره فعاليت‌هاي مبارزاتي ايشان هستيم. همگي اين تصاوير و گزارش‌ها از جمله اسنادي است که از آرشيو مرکز اسناد انقلاب اسلامي استفاده شده است.  مطالب و اظهارنظرهاي نقل شده از رهبر انقلاب اسلامي در اين کتاب بر مبناي بخشي از مصاحبه‌هاي انجام گرفته ايشان است که پيش از اين به صورت کامل در دو کتاب «شرح اسم» و «مشهد از مقاومت تا پيروزي» و نيز سخنراني‌‌هاي سالانه رهبر معظم انقلاب اسلامي در ايام مختلف سال از جمله چهارده خرداد ماه و نيز ديدارهايشان با ستاد برگزاري مراسم ارتحال حضرت امام(ره) و نيز خاطرات نقل شده از ايشان در کتاب «مدح خورشيد» انتخاب شده است.

 اين کتاب با چنين محتوايي در دو بخش نهضت اسلامي و نظام اسلامي تنظيم شده است. در فصل اول مطالب طبق سير تاريخي مطالب با موضوعاتي مانند مقام علمي و تاثير اخلاقي، شروع دوران مبارزه، حادثه مدرسه فيضيه، واقعه 15 خرداد 42، حصر و تبعيد، مرحله جديد مبارزه، بازگشت به ايران و روزهاي آخر حيات رژيم را در برمي‌گيرد و در فصل دوم با عنوان نظام اسلامي  موضوعاتي مانند چهره رهبر و زمامدار، ايستادگي در مقابل دشمني‌ها، عطوفت امام، صدور انقلاب، مردمي بودن، زاهد و عارف بودن و… و. مورد توجه قرار گرفته است.  

همچنين در اين اثر، سعي شده از ميان خاطراتي که معظم‌له در سخنراني‌هاي مختلف تکرار کرده‌اند، جزئيات تجميع شود و کنار هم قرار گيرد؛ از اين رو ممکن است براي يک خاطره، از دو يا سه منبع استفاده شده باشد.   در بخش‌هايي از اين کتاب ذيل موضوع «شروع مبارزه» مي‌خوانيم:  «بعد از گذشت حدود يک سال و نيم از فوت مرحوم آيت‌الله بروجردي، نهضت اسلامي شروع شد. در نيمه دوم سال 1341، بعد ديگري از ابعاد اين شخصيت آشکار شد و آن، هوشياري و تيز فهمي و توجه به نکاتي که غالباً به آن توجه نمي‌کردند، از يک طرف، و غيرت ديني از طرف ديگر بود.

 خيلي‌ها شنيدند که تصويب‌نامه دولت در آن زمان، قيد مسلمان بودن و سوگند به قرآن براي فرد منتخب را حذف کرده است؛ اما خيلي توجه نکردند که اين چقدر اهميت دارد؛ در عين حال خيلي اهميت داشت. دليل هم اين بود که با آنکه مجلس شوراي ملي آن زمان، مجلس فرمايشي بود، خودشان آن را تشکيل مي‌دادند و فقط نامزدهاي مورد قبول خودشان به آنجا مي‌رفتند، در واقع انتخاب مردم وجود نداشت و انتصاب بود؛ با وجود اين،

آن رژيم جرأت نکرد آن مقررات مربوط به انجمن‌ها و اين مسئله اسلام را در وقتي که مجلس سر پا بود، مطرح کند. ترسيدند منعکس شود، گذاشتند در غياب مجلس. مجلس را در آن وقت منحل کرده بودند، مجلس نبود. در محيط دربسته‌ي آن را تصويب کردند. اين نشان مي‌داد که پشت سر اين قضيه، حرف‌هاي فراوان و مقاصد زيادي هست. اين را کسي نمي‌فهميد؛ اما امام اين را فهميد و ايستاد. غيرت ديني او، او را وادار کرد که در اين مسئله پيش‌قدم شود و مبارزه براي اين زاويه علي‌الظاهر کوچک ضد اسلامي را شروع کندو اين کار را هم کرد.

آنجا ما چهره سياسي آقاي خميني را براي اول‌بار کشف کرديم. چيزي که در کار ايشان فوق‌العاده مهم بود، اين بود که معلوم مي‌شد که اين مرد، هم آگاهي سياسي دارد،

هم گستاخي سياسي؛ و اين دو در کسي جمع نبود از علما و روحانيون. بودند کساني که گستاخي سياسي داشتند. از علما ما داشتيم افرادي که در زمان شدت اختناق، گستاخانه عليه دستگاه حرف مي‌زدند؛ اما دور از آگاهي سياسي، حرف‌هاي بي‌ضابطه، حرف‌هايي که هيچ کس هوشمندي را جلب نمي‌کند. من الان نمونه‌هايي از اين قبيل سراغ دارم که البته لزومي ندارداسمی از آنها ببرم.

ما را از نظـــرات مــوثـــر و ســــازنــــده خــویـــش آگــاه فــرمایــید

رمضان گرم و عطش عبادت

 

 

 

 

در گرمای حجاز به سختی کار میکرد و عرق میریخت

شغلش اداری و پشت میز نشینی نبود

کولرگازی و آبی و پنکه نبود

اما او بود و اعتقادش

او بود و خداییش

روزها روزه میگرفت و شب ها شب زنده دار

پر ادعا نبود و منتی بر سر کسی نداشت

و روزهایش هم روزه واجب نبود

برای روزه گرفتنش تشویق نمیشد بلکه زیر تازیانه کافران کمرش را میشکافت

اما او روزه بود

مسلمان بود

پایدار بود

او سمیه اول شهیده اسلام بود

پ . ن. متاسفانه این روزها چقدر منت زیاد است بر سر خدا برای روزه های ریایی

و چقدر بهانه ها زیاد است برای نادیده گرفتن واجب الهی

پ . ن 2. التماس دعا

 

 

 

 

ما را از نظـــرات مــوثـــر و ســــازنــــده خــویـــش آگــاه فــرمایــید