
like +( مخاطب خاص)
سه شنبه 93/01/19
خدایا کمک کن تا فقط خوبی را لایک کنم
یاری کن تا همه بلاک ها و ایگنورهایت برای من هم ایگنور باشد
خدایا دستم را بگیر تا از چشمت هک نشوم
خدایا یه کاری کن که یادت، همیشه بک گراند ذهنم باشه
خدایا همتی ده تا هیچ فیلترینگی ارتباط من و تو را قطع نکند
یاری ام کن تا آی پی سرورم همیشه جلوی چشمانت ظاهر باشد و مرا به حال خودم رها نکنی
خدایا کمکم کن همواره آنلاین و آپدیت باشم وقتی که با اذانت مرا به خود میخوانی
خدایا دلی به من بده که هیچ ویروسی ، جرات نفوذ به آن را نداشته باشد
خدایا همه پست های منو لایک کن
چون تو تنها مخاطب خاص و همیشگی من هستی

اقتصاد و فرهنگ ...
سه شنبه 93/01/05
امروز داشتم به این فکر می کردم که اقتصاد مهم تر است یا فرهنگ ؟ اصلا اول باید بگویم اقتصاد بعد فرهنگ یا اول بگویم فرهنگ بعد اقتصاد؟
تفاوت ترتیبی آن ها شاید در نگاه اول چندان متفاوت به نظر نرسد . اما فی الواقع بسیار مهم هستند اگر فرهنگ را پایه ی اقتصاد بدانیم باید منابع اقتصادی را در خدمت فرهنگ جامعه به کار بست .همه چیز در خدمت فرهنگ باشد و به گونه ای رنگ و بوی تبلیغی داشته باشد.
اما اگر اقتصاد را مقدم بر فرهنگ بگیریم وضع به گونه ای دیگر است . آنگاه باید تمامی منابع و استعدادها در خدمت اصلاح و تقویت اقتصاد قرار گیرد. زیرا به فرموده امام علی (ع) : فقر ، ایمان را از بین می برد. یعنی آنقدر مساله اقتصاد و معیشت مهم و تاثیر گذار است که ممکن است ، اعتقادات فرد را هم از بین ببرد .
اما نگاهی ژرف تر ما را به این نکته می رساند که نه اقتصاد و نه فرهنگ آن هم از نوع ایده آلش انسان را به سعادت رهنمون نمی سازد . بلکه این دو مانند دو بال پرنده هستند که در صورت سالم بودن و رشد یکسان می توانند باعث پرواز شوند والا سقوط حتمی است.
اقتصاد و فرهنگ دو عنصر مهم در انقلاب ها و تغییرات جوامع انسانی و کشورها و دولت ها بوده است . در هر انقلابی رنگ و بویی از این دو عنصر وجود داشته ، البته گاهی کفه ترازو به نفع یکی از این دو عنصر سنگین تر شده است.
امسال به فرموده مقام معظم رهبری( مد ظله العالی) سال اقتصاد و فرهنگ است . یعنی ایشان درست روی نقطه ی تمرکز کرده اند که هم می تواند باعث ترقی و پیشرفت شود و هم در صورت عدم رعایت و یا کج رویی ، می تواند باعث سقوط و هلاکت شود.
با تغییرات اساسی که امروزه در جهان مواجه هستیم ؛ نظیر انقلاب ها و جنبش های فرهنگی و اسلامی و تظاهرات و نا آرامی هایی که در جوامع غربی که به خاطر مسائل اقتصادی شکل می گیرد ، به این نکته دست خواهیم یافت که جهان در انتظار تغییرات بزرگی قرار دارد…
و ایران به لحاظ موقعیت جغرافیایی و منابع نفتی و گازی عظیم و هم به جهت اسلامی بودن و شیعه بودن ، در وضعیتی سخت در مقابل دشمنان فرهنگ و اقتصادش قرار دارد . علاوه بر دشمنان خارجی ، عده ایی هم در داخل یا از سر جهل و یا از روی عناد و منفعت طلبی ، پیشبرنده اهداف دشمنان در داخل هستند. که این امر لزوم توجه جدی به مساله اقتصاد و فرهنگ را مشخص می کند.
در مورد اقتصاد در سال هایی اخیر ، مباحثات و راه حل هایی زیادی گفته شده است که برخی راهگشا و برخی هم اشتباه و گمراه کننده بوده است . اما چیزی که آرام آرام از سال 76 تاکنون با مشکلات عدیده ای مواجه بوده فرهنگ بوده است . که گاه به جهت تسامح و تساهل و گاه به دلیل جمود و جهود فکری، چرخ فرهنگی را از رونق انداخته اند .
متاسفانه با وجودی که انقلاب ایران ، انقلابی کاملا فرهنگی آن هم اسلامی و شیعی بود . عده ای از قطار رو به حرکت انقلاب پیاده شده اند و با سنگ اندازی های جاهلانه یا عامدانه همراه دشمنان روباه صفت شده اند.
امروز استکبار از لباس گرگ در آمده و در هیبت روباه ، دایه دلسوز تر از مادر برای ایرانیان شده است . هوشمندی رهبر انقلاب در رصد چنین شرایطی تحسین بر انگیز است .اما اگر همین رصد هوشمندانه با بی خیالی و باری به هر جهت رفتار کردن مسئولین و مردم همراه باشد و در حد شعار باقی بماند ، عواقبش متوجه همه ی ملت خواهد بود و تر و خشک به پای هم خواهند سوخت .
والعاقبه للمتقین….


گم شده
یکشنبه 92/12/18
خدایا بار گناه که زیاد بشه
اولین کسی که گم میشه خودمم
پس چه جوری انتظار دارم منو ببینی
دلم تنگه واست…


مدیونتم ....
دوشنبه 92/11/14
وقتی دیدی و چشم بستی
وقتی شنیدی و به روی خودت نیاوردی
وقتی در مقابل فریاد من تنها سکوت کردی
وقتی با وجود همه ناسپاسی ها و کفر گفتن های من ، باز نعمتت را از من دریغ نکردی
وقتی همه بدی ها و توبه های شکسته ام را دیدی و باز مرا در آغوشت جا دادی
وقتی چادر ستار العیوب بودنت را به رویم کشیدی تا هیچ کس درون کثیفم را نبیند
وقتی آبرو بخشیدی وقتی که من نمک خوردم و نمکدان را شکستم
تازه فهمیدم که تو چیز دیگری هستی
من تا ابد مدیونتم
مرا ببخش
چون توان پرداخت هیچ کدام از بدهی های ریز و درشتم را ندارم
مرا ببخش خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
چون ببخش و التماس و طلب حاجت فقط از تو سزاوار است

گناه خاموش
پنجشنبه 92/10/19
گاهی خیلی از گناهان شناخته می شود ، مذمت می شود …
نکوهش می شود که شاید گناه بزرگی نباشد
ولی گناهی است که کلید همه گناهان است
گناه کبیره ولی همیشه کم اهمیت، کم رنگ و گاهی شیرین جلوه داده و دیده می شود: آن هم گناه ِ دروغ گفتن است.
امشب شب شهادت ابا المهدی حضرت امام حسن عسکری ( علیه السلام) است .
ایشان در مورد دروغ می فرمایند:
همه پلیدی ها در اتاقی است که کلید آن دروغ است .

جنایت تکفیری ها در سوریه
دوشنبه 92/10/09
به گزارش حوزه سياست خارجي باشگاه خبرنگاران به نقل از سايت عربي باشگاه خبرنگاران، تصویر پیوست متعلق به دختربچهای شیعه در سوریه بوده که توسط گروههاي تروريستي تکفیری به زنجیر کشیده شده است؛
سر پدر و مادر اين دختربچه در جلوی چشمان وي بریده میشود.
قریب به دو سال است که دو شهر شیعینشین “نبل” و “الزهراء"در محاصره گروههای تروريست تکفیری قرار دارند در حال حاضر این محاصره بافت و ساختاری طایفهای – مذهبی به خود گرفته چراکه گروههای تروريستي بیش از هر زمان دیگری به جای آن که در اندیشه تصرف این دو منطقه جغرافیایی برآيند، در اندیشه کشتار ساکنان شیعی آن هستند؛ از اين رو اهالی دو شهر شیعینشين نبل و الزهراء محکوم به مرگ جمعی تدریجی شدهاند.دو شهر شیعینشین “نبل” و “الزهراء” که در ریف شمالی حلب در شمال سوریه و در جاده حلب – اعزاز قرار دارند، در بیست و سوم ژوئیه سال 2012 میلادی از سوي گروههای تکفیری وابسته به تشکيلات تروریستی القاعده که در راس آنها جبهه النصرة قرار دارد، مورد حمله قرار گرفتند. در حال حاضر قریب به دو سال است که اين شهرها در محاصره گروههای مسلح تکفیری قرار دارند. اگرچه در ابتدا محاصره این دو روستا از سوی گروههای مسلح با هدف تصرف آنها صورت گرفت، اما در حال حاضر این محاصره بافت و ساختاری طایفهای – مذهبی به خود گرفته است. چراکه گروههای تکفیری که این دو شهر را به محاصره خود درآوردهاند، در حال حاضر بیش از هر زمان دیگری به جای آن که در اندیشه تصرف این دو منطقه جغرافیایی برآيند، در اندیشه کشتار ساکنان شیعی آن هستند. با طولانی شدن مدت محاصره، این دو شهر و قطع هرگونه کمکهای بشردوستانه اهالی آن در حال حاضر در شرایط بسیار سختي به سر میبرند، اين شرايط به گونهای است که افراد آنجا برای تامین غذای مورد نیاز خود به گیاهان صحرایی منطقه روی آوردهاند. درحال حاضر دولت سوریه برای تامین نیازهای اساسی اهالی این دو شهر که بیش از 70 هزار نفر جمعیت دارد، به آسمان متوسل شده و از طریق بالگردهای نظامی ارتش تلاش و به تامين نیازهای غذایی و دارویی آنها اقدام مي کنند. در مقابل گروه تکفيري جبهه النصره با موشکهای ضد هوایی که دولت ترکیه در اختیار آنها قرار داده، اقدام به هدف قرار دادن این بالگردها میکنند، به گونهای که در یکی از اين حملات یک بالگرد ارتش سوریه را بر بالای شهر «نبل» سرنگون کردند.
این بالگرد حامل کمکهای بشر دوستانه و مواد غذایی و دارویی نبود، بلکه شماری از آموزگاران وزارت آموزش و پرورش دولت سوریه که برای برگزاری امتحانات مدارس این دو روستا حاضر شده بودند را مورد هدف قرار داده که به دنبال آن تمامي افراد آن پس از سقوط بالگرد کشته شدند.

مردم دو شهر نبل و الزهراء هیچ گونه سوختی از جمله نفت و گازوئیل برای تهیه غذا و گرم کردن خانه های خود ندارند؛ از اين رو به استفاده از چوب پناه آوردهاند که همين امر موجب مشکلات تنفسی متعددی را برای کودکان و سالخوردگان به وجود آورده است.
تمامي داروخانههای این دو شهر به دليل کمبود شدید دارو تعطیل شده اين در حالي است که بیماران اين روستا به شدت نیازمند دارو هستند. از سوي ديگر آب این دو شهر کاملا قطع است و مردم از آب باران برای نیازهای خود استفاده میکنند؛ به علت قطعی آب بیماریهای واگیرداری همچون تب مالت به سرعت در حال انتشار است؛ برق نیز هر چند روز یک بار، تنها دو تا سه ساعت وصل میشود. کودکان این دو شهر، گرسنه سر بر بالین مینهند؛ در آخرین اخبار به دست آمده از وضعیت اسفبار اهالی مظلوم نبل و الزهراء دو کودک شش و هشت ساله یک خانواده، از فرط گرسنگی و سوء تغذیه جان خود را از دست دادهاند، به دنبال این فاجعه انسانی دردناک، جوانان شهر بر آن شدند تا با امکانات نظامی ناچیز خود محاصره را در هم شکنند؛ این نبرد نابرابر منجر به کشته شدن سی نفر از این جوانان و زخمی شدن شمار بسیاری از آنها شد. اما این پایان کار نبود، گروههای تروريست تکفیری به مزارع و باغهای اهالی اين مناطق رحم نکرده و بارها کشاورزان و مزرعهداران آنجا را به گلوله بسته که به دنبال آن 18 غیرنظامی کشته شدند؛ در میان کشتهشدگان زنان و کودکان بيگناه به چشم میخورند. در یکی از دردناکترین و وحشیانهترین این جنایتها گروههای تروريستي دو چوپان را از جنگلهای اطراف شهر الزهراء ربودند، تروریستها پس از شکنجه کردن این دو جسد یکی از آنها را به عنوان پیام مجاهدان گروه تروریستی القاعده برای اهالی شهر الزهراء فرستادند؛ با این حال مقاومت مردمی همچنان در نبل و الزهراء ادامه دارد.
از اين رو اهالی دو شهر شیعینشين نبل و الزهراء محکوم به مرگ جمعی تدریجی شدهاند. این درحالی است که در بعد امنیتی و در عرصه میدانی این دو شهر هر روزه شاهد حملات خمپارهای و موشکی گروههای مسلح است و روزی نمیگذرد که مناطق مختلف دو شهر شیعینشين نبل و الزهراء شاهد اصابت و برخورد و اصابت موشکها و خمپارهها که موجب خسارات و زيانهاي مالي کلان و جزیی به تاسیسات زیربنایی و مراکز و موسسات عمومی و خصوصی و دولتی ميشود نباشد. گروههای مسلح تکفیری طي یک سال و نیم گذشته اقدام به ربودن اهالی این دو روستا کردهاند. درحال حاضر بیش از یک صد نفر از اهالی این دو شهر توسط این عناصر تکفيري ربوده شده و تحت انواع شکنجه و آزار و اذیت قرار گرفتهاند. صرف نظر از شیعه بودن اهالی دو روستای نبل و الزهراء، این دو منطقه از جمله مناطقی است که به نظام بشار اسد، رئیس جمهوری این کشور وفادار ماندهاند. اهالی اين روستاها از ابتدای بحران داخلي سوريه همواره در کنار نظام سوریه و مدافع وطن خود در برابر گروههای تروریستی بوده که همين امر به شدت موجبات خشم و غضب اين گروههاي تروريستي را برانگیخته است. این عشق به میهن و وفاداری به اعتقادات و باورهای مذهبی موجب شده تا اهالی دو شهر نبل و الزهراء در برابر حملات گروههای تروریستی مقاومت کنند.


امام رئوف
شنبه 92/10/07
با بار پرگناه
با گستاخی تمام
با هجمه ی توبه های شکسته و
قلبی که هنوز از لذت گناه سیر نشده
می گویم
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
آن قدر طمع به کرامت و بخششتان دارم
که جرات کنم زبان آلوده به گناهم را باز کنم و بگویم
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
_1.jpg)


باز هم یا حسین
یکشنبه 92/10/01
با حسین
ببخش که فقط موقع گرفتاری و غم سراغت میام
گداصفتم
تعارف نیست
چون نیاز دارم در خونه ات را می زنم
ولی از کَرَم شما بعیده گدا را دست خالی برگردونید
یا حسین چهل روز از تنهایی زینب گذشت
چهل روز از یتیمی کودکانت
اما هنوز چهله معرفت من شروع نشده
خودم با خودم درگیرم
یا حسین
به حق ابوالفضل مددی
مددی


برادر امام زمان کیست؟
یکشنبه 92/09/10

«برادر استوار و دوست رشید». این، توصیفی است که امام دوازدهم شیعیان درباره یکی از دانشمندان دینی قرن پنجم هجری به کار برده است. امروز ۹ آذر، روز بزرگداشت این فقیه بزرگ است.محمد بن محمد بن نعمان، معروف به «شیخ مفید» فقیه و متکلم مشهور شیعی است. کسی که در سالهای پایانی عمرش و در زمان غیبت کبرای امام زمان(عج) حضرت صاحب الزمان صلوات الله علیه ۳ (توقیع) از ایشان دریافت کرد و روای های فراوانی از حمایت های امام زمان(عج) و عنایت های ویژه ایشان به شیخ مفید نقل شده است.
شیخ مفید در ذیقعده سال ۳۳۶ هجری قمری در نزدیکی بغداد متولد شد. او استاد شیخ طوسی و سید مرتضی علم الهدی بود. شیخ مفید بیشتر در علم کلام تبحر داشت و مکتب کلامی شیعه در عصر او به اوج کمال رسید. او در مناظرات دینی مهارت خاصی داشت و مناظراتش با قاضی عبدالجبار رئیس فرقه معتزله بغداد و قاضی ابوبکر باقلانی رئیس اشاعره معروف بود. شیخ مفید از بزرگترین مراجع تقلید تاریخ شیعه بوده است. او بیش از ۲۰۰ جلد کتاب کوچک و بزرگ نوشته است. اما عاملی که سبب برجسته شدن چهره این فقیه بزرگوار شد، عنایت های ویزه امام زمان(عج) به او بود.
طبرسی در اواخر کتاب «احتجاج» برخی از توقیعهای (نامه) حضرت «ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف» را که به شیخ مفید صادر کرده، آورده است.در این نامهها حضرت حجت (عج) شیخ مفید را مشمول عنایات خاص و الطاف مخصوص خود قرار داده است. به عنوان نمونه امام زمان (ع) در خطابهایش به شیخ مفید چنین میفرماید: ” للاخ السدید و الولی الرشید الشیخ المفید؛ به برادر استوار و دوست رشید، شیخ مفید …»
سرانجام، شيخ مفيد در سوم ماه رمضان سال ۴۱۳ ق در ۷۷ سالگي درگذشت. شیخ طوسى، که در تشییع جنازه او حضور داشته است، مىگوید: «روز وفات او از کثرت دوست و دشمن براى اداى نماز و گریستن بر او، همانند و نظیر نداشته است. هشتاد هزار تن از شیعیان او را تشییع کردند و سید مرتضى علم الهدى بر او نماز گزارد و در حرم مطهر امام جواد علیهالسلام، پایین پاى آن حضرت، نزدیک قبر استادش ابن قولویه، مدفون شد.»
او از معدود فقهایی است که مورد عنایت خاص امام زمان علیه السلام قرار گرفته است . از جمله این عنایات، داستانی است که درباره اصلاح فتوای او توسط امام زمان (عج) نقل شده است.
« شیخ مفیدروزى در خانه بود، شخصى به حضورش آمد و پرسيد زنى حامله فوت کرده ولى بچه در رحمش زنده است ، آيا او را همانطور دفن کنيم ، يا شکمش را شکافته و بچه اش را بيرون آوريم ؟
شيخ مفيد رحمة اللّه گفت : همانگونه دفنش کنيد، آن شخص برگشت و در وسط راه ديد سوارى به او نزديک شد و گفت :
شيخ مفيد فرمود: شکم آن زن را پاره کنيد و بچه را بيرون آوريد.
آن شخص چنين کرد، پس از مدتى جريان را براى شيخ مفيد نقل کردند، شيخ گفت من کسى را نفرستاده بودم ، معلوم است که آن سوار صاحب الامرعج بوده است ، اکنون که در احکام اشتباه مى کنم خوب است ديگر فتوا ندهم ، در خانه اش را بست و از خانه بيرون نيامد.
ساعاتى نگذشت که از طرف امام زمان عليه السلام توقيعى نوشته اى به خدمت شيخ مفيد گذاشته شد:
اى شيخ ! براى مردم فتوا بگو و ما آن را تکميل خواهيم کرد، و نمى گذاريم که در خطاء و اشتباه بمانى ، آنگاه در مسند فتوا نشست.»
به نقل از افکار نیوز


